X
تبلیغات
رایتل

مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1389

عملیات امداد و نجات، این کار قابل تقدیر و احترام چگونه شکل می گیرد؟

 زیرا وقتی یک عملیات امداد و نجات نیاز باشد جواب این سؤال و با دیگر سئوالات مشابه را نمی توان ساده و خلاصه و در یک گزارش خبری بیان نمود. همه معتقدند که باید این کار انجام شود. جواب واقعی را می توان با بیان این مطلب ادا نمود که چه کسی این کار را انجام دهد. شاید این مطلب را امدادگران بتوانند جواب دهند. ولی معمولاً وقتی از آنها سئوال می شود بندرت در مورد مخاطرات شخصی و کارهای قهرمانان سخن می گویند.

اکثریت آنها احتمالاً در مورد ساعات سختی که داشتند، نیازهای آمادگی فیزیکی این کار، عشق و علاقه و کار بدون انتظار، سختیها، ناکامی ها، اضطرابها و لحظات شیرین و احساس رضایت عمیق از انجام خوب کار سخن می گویند. متاسفانه این داستانها به ندرت سرانجام رضایتبخش دارد و معمولاً تراژیک است.

به ندرت امدادگران پس از بازگشت از یک عملیات سخت و طاقت فرسا مورد استقبال قرار گرفته و دستت درد نکند می شنوند، حتی خیلی به ندرت دیده شده که شخص یا هر کسی که از مهارتهای امدادگران بهره مند شده، هر نوع بازتاب مستقیمی چه از نظر عاطفی و چه تقدیر مادی داشته باشد.

امداد و نجات جایگاه کسانی است که تمایل قلبی دارند تا بدون اعتنا به منافع شخصی به افراد دردمند و درمانده کمک کنند، جایگاه کسانی است که می توانند بر روی موضوع مشترک خدمت به انسانها قلب و فکر خود را متمرکز کنند، افراد مجروح، افراد گمشده، مصدومین و افراد مضطرب تمامی این افراد که خیلی از آنها یا نمی توانند و یا هرگز کمکی به آنها نمی شود نیازهای ساده ای دارند. کمک کردن می تواند در شکل انتقال و جابجایی ، ایجاد امیدواری و تسکین دردها باشد، امداد و نجات برای تمامی این افراد است.

کمک به انسانهایی که ناامیدانه نیاز به کمک ما دارند

فصل 1ـ آشنایی با کلیات و مبانی نجات

1-1 ـ کلیات و تعاریف

ایمنی: واژه ایست مترادف با امن، امان، ایمن و امنیت که به معنای وجود شرایطی است که هیچگونه خطایی وجود نداشته و خطری افراد و اموال را تهدید نکند.

ضریب ایمنی : درصد رهایی و خلاصی از ریسک غیرقابل قبول و درجه دوری یا فرار از خطر را ضریب ایمنی گویند.

ضریب خطر یا ریسک: از حاصلضرب احتمال وقوع حادثه در شدت حادثه به دست می آید:                             شدت حادثه * احتمال وقوع  = ریسک یا خطر

حادثه یا سانحه: رویدادی ناخواسته و بدون برنامه ریزی است که ممکن است ایجاد خسارت جانی و مالی نماید .

شبه حادثه: حادثه ایست که واقع می شود ولی خساراتی بهمراه ندارد.

نکته :

طبق آمارهای جهانی در مقابل هر یک حادثه بزرگ 10 حادثه قابل توجه و 30 حادثه قابل اغماض و 600 شبه حادثه اتفاق می افتد.

شرایط اضطراری: انحراف شدید از شرایط عادی و وضعیت نرمال و استاندارد ، ایجاد شرایط اضطراری می نماید . (حریق و حوادث یا سوانح مترقبه و غیرمترقبه که شرایط عادی را تحت تأثیر قرار میدهند ایجاد شرایط اضطراری می نمایند).

شرایط اضطراری ممکن است در مسائل بهداشتی ، اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نیز ایجاد شود .

شدت حادثه: شدت حوادث و سوانح را معمولاً با تعداد کشتگان، مجروحان و یا میزان خسارات مالی ببارآمده می سنجند.

تقسیم بندی سوانح وحوادث : سوانح و حوادث به سه دسته زیر تقسیم می شوند:

1-2-1- بلایای طبیعی :

حوادث و سوانحی هستند که براثر بی نظمی غیرعادی 4 عنصر زمین، هوا، آتش و آب بوجود می آیند. حوادث و سوانحی مثل زمین لرزه، توفان، گردباد، سیل، آتش‌سوزی جنگلها، صاعقه و رانش زمین از این دسته هستند.

1-2-2- سوانح و حوادث صنعتی :

حوادثی هستند که با دخالت همان 4 عنصر و محاسبات غلط، اشتباه، غفلت یا بی‌توجهی انسانها واقع می شوند. حوادث معادن، انتشار گاز یا مواد شیمیایی صنعتی، تخریب پلها و سدها، انفجارات مخازن و منابع بزرگ موادقابل انفجار و آلودگی محیط زیست از این دسته سوانح هستند.

1-2-3- حوادث و سوانح ناشی از برخوردها و مسائل اجتماعی و فردی:

اینگونه حوادث معمولاً کمتر به 4 عنصر اساسی زمین، هوا، آتش و آب مرتبط می شوند بجز مواردی که اشخاص به اشتباه ، خودسری یا اختلالات شخصیتی تصمیم هایی بگیرند که به وقوع حوادثی در زمین ، هوا و یا آتش سوزی منجر می شود، مثل سوانح حمل و نقل (هوایی ، زمینی ، دریایی) . این دسته سوانح و حوادث ناشی از اختناق اجتماعی و فرهنگی و حوادث تروریستی و جنگ و فقر و بیکاری و گرسنگی، فساد و بیماریهای مختلف است.

نکته:

جنگ اتمی یا هسته ای یک حادثه استثنایی محسوب شده و بعنوان فاجعه آمیزترین نوع سوانح بشمار می رود.

1-3- انواع خسارات حوادث و سوانح

1-3-1- خسارات مستقیم :

خساراتی هستند که مستقیماً در اثر وقوع حادثه بروز می نمایند مثل: ریزش ساختمانها و لغزش زمین در اثر زمین لرزه و کشته شدن ساکنین ساختمانها و یا تخریب اماکن مسکونی در اثر وقوع سیلاب و یا سوختن درختان جنگلها در اثر آتش سوزی.

1-3-2- خسارات غیرمستقیم:

خساراتی هستند که در اثر وقوع حوادث ثانویه ای که پس از وقوع حادثه اصلی واقع می شوند ببار می آید. مثل آتش سوزی یا نشت گازهای سمی و قابل اشتعال، انفجار و مخازن تحت فشار در اثر تخریب تاسیسات و ساختمانها براثر وقوع زمین لرزه و یا شیوع بیماری در اثر عدم رعایت بهداشت پس از وقوع زمین لرزه در اماکن مسکونی شهرها و یا تخریب سدها در اثرزمین لرزه و ایجاد سیلاب در مناطق آبگیر اطراف سد.

1-4- قربانیان حوادث و سوانح

قربانیان سوانح به چند دسته تقسیم می شوند:

1-4-1- قربانیانی که بیش از سایرین در معرض تاثیر مستقیم سانحه بوده اند ( کشته ها و مصدومین و جان باختگان ) .

1-4-2- بستگان ونزدیکان قربانیان دسته اول که میزان دلتنگی و پریشانی و وحشت آنها متناسب با میزان نزدیکی یا قرابت آنها با قربانیان است.

1-4-3- کارکنان گروههای امداد و کشف و جمع آوری اجساد و ایمن سازی و بازسازی محل حادثه دیده .

1-4-4- سایر افراد متأثر از حادثه به لحاظ اجتماعی، اقتصادی، روحی و روانی و گروههای جمع‌آوری هدایا و کمکهای مردمی وسازمانها و موسسات خیریه و مردمی (دولتی و غیردولتی).

مثلاً در سانحه سقوط یک هواپیمای مسافربری در دریا و یا در یک منطقه کوهستانی و صعب العبور که در امداد رسانی حادثه، نیاز به گروههای امداد ویژه با لوازم و تجهیزات متناسب با محل حادثه و سازماندهی مؤسسات و سازمانهای مختلفی می باشد و یا وقوع یک زمین لرزه در یک شهر بزرگ که کلیه نیروها و سازمانهای دولتی و غیردولتی کشور را درگیر حادثه و تبعات ناشی از آن می نماید.

1-5- اصول اولیه امداد و نجات:

گروههای نجات به منظور کسب نتایج قابل قبول از انجام خدمات امدادی لازم است اصول اساسی زیر را در عملیات کمک رسانی رعایت نمایند.

ـ بازرسی، تشخیص و درک صحیح نوع حادثه، تعداد مصدومین و وضعیت آنها و احتمال تداوم حادثه.

ـ سازماندهی نیروهای نجاتگر و تعیین وظایف افراد.

ـ مشخص نمودن تجهیزات و ابزار مناسب مورد استفاده در عملیات نجات.

ـ تعیین اولویتهای نجات (مثلاً لحاظ اولویت در نجات جان افرادیکه دارای مشکل قطع تنفس و یا خونریزی شدید هستند) .

ـ شناسایی و تعیین محل مناسب و امن جهت استقرار مصدومین و قربانیان حادثه

ـ شناسایی و تعیین محل مناسب برای استقرار هلی کوپتر یا آمبولانس

ـ همکاری با نیروهای انتظامی و سایر نیروهای حاضر در محل

1-6- تکنیک های نجات:

ـ دقت در نجات مصدومین و پیشگیری از تشدید صدمه و آسیب دیدگی.

ـ ایجاد امید و آرامش و برطرف کردن اضطراب و استرسهای مصدومین.

ـ کاربرد اصولی و صحیح از ابزار و تجهیزات.

ـ انجام دقیق و سریع امور امدادی با توجه به اولویتهای کاری.

1-7- هماهنگی گروههای نجات:

گروهها، سازمانها و افرادیکه در حوادث مترقبه، غیرمترقبه، آتش‌سوزیها و سوانح مختلف اقدام به انجام عملیات امدادی می نمایند عبارتند از:

امدادگران مؤسسات و سازمانهای آتش نشانی و امداد شهری، شهرداریها، اورژانس، هلال‌احمر، نیروهای‌نظامی، انتظامی و راهنمایی و رانندگی، پلیس‌راه، گروههای امداد حوادث سازمانهای آب و فاضلاب، شرکت گاز، شرکت برق، شرکت نفت و . . .

مهمترین عاملی که امر امدادرسانی را موفقیت آمیز نموده و موجب کاهش آثار و عوارض حوادث مختلف می گردد هماهنگیهای موجود میان این سازمانها می باشد. قوانین و مقررات موجود در این سازمانها نیز بر همکاری با یکدیگر در مواقع اضطراری تاکید می نماید.

تشکیل ستاد بحران یکی از نمونه های بارز این امر می باشد.

1-8- ویژگیهای امدادگر یا نجاتگر:

ـ سرعت عمل در کسب اطلاعات از وضع بیمار یا مصدوم، موقعیت حادثه و خطرات موجود .

ـ آرامش و حفظ خونسردی

ـ توجه به روحیه مصدومین و تلاش در ایجاد آرامش و اطمینان در حادثه دیدگان.

ـ مهارت در امداد و کمکهای اولیه و شناخت آسیبها و بیماریها و خطرات موجود در صحنه حادثه.

ـ داشتن ابتکارعمل دراستفاده از شرایط و موقعیتها و امکانات و تجهیزات موجود.

1-9- نحوه برخورد با حوادث و سوانح :

ـ درک موقعیت حادثه، سانحه و وضعیت مصدومین

ـ تشخیص صحیح از نحوه وقوع، عوارض و خطرات احتمالی .

ـ رعایت ایمنی (ایمن سازی محل وقوع حادثه و پیشگیری از توسعه خطر و مصدومیت).

ـ اولویت بندی در نجات مصدومین (ابتدا تلاش شود خطر از مصدوم دور گردد، در صورت عدم امکان آن باید مصدوم را از خطر دور کرد) و اولویت در نجات مصدومین است که دچار قطع تنفس، خونریزی شدید یا آسیبهای شدید دیگری باشند.

1-10- روشهای جستجوی مصدومین:

1-10-1- جستجوی اولیه:

که بلافاصله پس از رسیدن امدادگران به صحنه حادثه در مناطقی که قابلیت جستجو وجود دارد صورت می گیرد. (در ساختمانهای در حال سوختن امکان جستجو در لحظات آتش سوزی در مناطق غیرقابل دسترس وجود ندارد).

1-10-2- جستجوی ثانویه:

جستجوی کاملی از محل حادثه یاداخل ساختمان، در زمانی است که حادثه کاملاً تحت کنترل درآمده و نور و هوای کافی در محل وجود دارد.

فصل 2ـ شناخت اصول نجات

2-1- اصول نجات در حوادث چاه

همه ساله تعداد زیادی جان خود را در اثر حادثه چاه از دست می دهند و یا اینکه دراثر حادثه دچار صدمات بدنی می شوند. معمولاً حوادث چاه بیشتر درمناطق قشر مستضعف به علت عدم رعایت اصول ایمنی بوجود می آید. بیشترین صدماتی که دراثر حادثة چاه به فرد وارد می شود عبارت است: از شکستگی ستون فقرات ، کتفها، رانها و درمجموع استخوانهای بدن می باشند که گاه شدت صدمة وارده منجر به مرگ می گردد و نیز ممکن است خفگی دراثر کمبود اکسیژن درچاه و وجود گازها برای فرد سقوط کرده در چاه شود .

چاه: گودال زده شده بر روی زمین جهت بدست آوردن آب یااستفاده ازآن جهت فاضلاب که عمق آن بالای 6متر است و قطرچاه معمولاً 80 سانتیمتر می باشد.

فاضلاب: این چاهها پیوسته در حال تحرک می باشند که دو عامل اغلب متحرک هستند:

1ـ ریزش آب فاضلاب

2ـ دم کردن و بخار کردن

چاههای ساختمان به دو دسته تقسیم می شوند:

چاه اصلی: شامل چاه توالت، چاه دستشوئی و حمام که عمق چاه اصلی بالای 12متر است و برای اینکه عمر چاه بیشتر شود دارای انباری است.

چاه آشپزخانه: عمق چاه آشپزخانه زیر 12 متر است و بدون انباری می باشد.

اطلاعاتی راکه قبل از خرید یک بنا در رابطه با چاه باید بدانیم عبارت است از:

§        دانستن محل چاه

§        دانستن عمق چاه و حجم انبارها نیز مشخص شود.

§        دانستن تاریخ حفر چاه

§        دانستن تاریخ آخرین بازدید از چاه

§        هواکش چاه در کجا قرار گرفته.

§        محل چاههای قدیمی و از کار افتاده دیگر را بدانیم.

§        نوع لوله های بکاررفته در چاه از چه جنسی است.

§        نقشه محل عبور لوله های آب سرد و گرم طبقة همکف رابررسی کنیم.

اجزای یک چاه:

1ـ طوقه                2ـ میل                  3ـ انباری

طوقه چینی: این عمل برای قراردادن و نگه داشتن گلدانی به کاربرده می شود.

در خاکهای معمولی تا 5/1 متری طوقه چینی می کنند.

در خاکهای سفت تا 6 متری طوقه چینی می کنند.

حفاری چاهها باید به گونه ای باشد که 25 الی 30 سال کارآئی داشته باشند.

برای حفاری چاه ابتدا باید زمین حفر چاه را انتخاب نمائیم.

اقسام خاکهای زمین جهت حفرچاه:

§        زمین رسی که غیرقابل نفوذ آب است.

§        زمین دج که بسیار محکم و سفت و سخت است.

§        زمین سِِِِِِر خاکی است بین سنگ و خاک یعنی نه سفت است و نه نرم (نه سنگی و نه خاکی).

§        خاک شنی که آب براحتی از آن عبور می کند.

§        خاک ماسه ای که آب نسبت به خاک شنی کمتر عبور می کند.

§        خاک شولاتی، زمینهائی که خاک بسیار شنی دارند که تیکه تیکه از این خاک کنده می شود و باعث ریزش چاه می گردد.

ـ نوع انباری بستگی به خاک محل حفرچاه دارد. درخاکهای زمین شنی و ماسه‌ای انبارها را به صورت کله قندی می زنند.

برای بیشتر شدن عمرچاه:

در سیستم قدیم چاههائی مثل حمام و توالت و دستشوئی را برای اینکه عمر چاه زیاد شود و کارآئی چاه بیشتر شود این‌گونه چاهها را با انبارهای متعدد و زیادی درست می‌کردند.

و در سیستم جدید و در ساختمانهای جدید از سیستم سپتیک استفاده می کنند . بدین طریق که فاضلاب به یک منبع فلزی بزرگی که در نزدیک چاه در زیر خاک قرارگرفته است ریخته می شود و از این منبع لوله ای به چاه متصل است که ابتدا سپتیک پرمیشود، سپس به درون چاه فاضلاب ریخته می شود، مزیت این سیستم این است چون درب تخلیة سپتیک بیرون از خاک قرار دارد قبل از اینکه سپتیک پرشود، میتوان براحتی آنرا از طریق پمپ کردن تخلیه نمود و عمر چاه را بیشتر نمود.

موارد ایمنی سپتیک:

1ـ حتی الامکان خودروها روی سپتیک یا حوالی دریچه و چاه پارک نشود.

2ـ به تنهایی برای بازدید سپتیک نرویم زیرا احتمال سقوط وجود دارد.

3ـ در هنگام ورود به سپتیک از روشنائی ولتاژ پائین و لباسهای ضدجرقه استفاده گردد.

کول: استوانه‌ای از بتون سیمانی مسلح که در هنگام حفرچاه و پیشروی در هنگام ریزش کناره های چاه کارگذاری می شود که از ریزش جلوگیری کند.

کولها به صورت دایره ای و بیضی شکل هستند که کول بیضی شکل نسبت به کول دایره ای بهتر است و کاربرد بیشتری دارد. قطر آن 20 سانتیمتر، عرض آن 50 سانتیمتر و طول آن 120 سانتیمتر است.

                                                                     20cm                   cm            50

                                                                                    120cm

                      کول دایره ای                                             کول بیضی

نکات ایمنی که به هنگام حفاری چاهها باید درنظر گرفت:

ü     رعایت کردن فاصله بین چاه جدید وچاه قدیم که نباید کمتر از m6 باشد.

ü     نزدیک به دیوارهای حمال و ستونها نباشد.

ü     عمق میل چاه نباید کمتر از 10 متر باشد.

ü     سمت و جهت انباری به طرف زیربنای ساختمان نباشد.

ü     طول انباری از مساحت ملک نباید بیشتر شود و به حریم ملک دیگران تجاوز نکند.

ü     چاه در مکانی حفر گردد که به چاه قدیمی برخورد ننماید.

ü     درجایی چاه حفر گردد که درجهت حفر انباری به انباری چاههای دیگر برخورد ننماید.

ü     در زمان کارگذاری گلدانی دقت شود که ترک نداشته باشد و همچنین طوقه چینی باید روی اصول و فاقد ترک وشکاف باشد.

ü     برای چاه هواکش درنظرگرفته شود.

ü     در جائی چاه حفر گردد که وسایل سنگین روی آن رفت و آمد نداشته باشند.

ü     نباید لوله های آب سردو گرم مورد استفاده در کنار یکدیگر از روی چاه عبور داده شود.

ü     روی چاه پوشانیده شود و بعدها نباید روی چاه اقدام به باغچه درست کردن و درختکاری نمائیم.

ü     حتماً بعد از گلدانی تا چند متر از لولة پولیکا استفاده شود، برای اینکه آب با دیوارة چاه و گلدانی تماس ننماید تا موجب تخریب و ریزش طوقه نگردد.

ü     در هنگام حفاری چاه، در صورت برخورد به سنگی بزرگ که نتوانیم آنرا خارج نمائیم باید اطراف آنرا طوقه چینی نموده و یک گلدانی در آن قسمت قرار دهیم و از گلدانی قبلی یک لولة پولیکا به این گلدانی وصل نمائیم.

عوامل مخرب چاه:

1)   طوقه چینی، غلط

2)   ترکیدن لوله های آب سرد و گرم یا لوله های فاضلاب در کنار دهانة چاه (لوله‌های پولیکا)

3)   تحت فشار قراردادن لوله‌های فاضلاب

4)   زلزله

5)   نداشتن لوله هواکش برای چاه

6)   حرکت خودروهای سنگین از روی چاه

7)   پر شدن خود چاه که باعث سست شدن و ریزش طوقه می گردد.

گازهای بوجود آمده در چاهها:

گازهائی که معمولاً در چاهها بوجود می آیند عبارتند از:

هیدروژن سولفوره (H2S)     ،        آمونیاک  (NH3)

گازکربنیک   (CO2)          ،         گاز متان   (CH4)

گاز هیدروژن سولفوره H2S :

هیدروژن سولفوره براثر سوختن ناقص موادی که دارای گوگرد هستند مثل مو، پشم، پوست، گوشت و استخوان بوجود می آید و بوی این گاز شبیه به بوی تخم مرغ گندیده است.

1/0% این گاز فوق العاده بسیار خطرناک است و 2/0% آن کشنده است و تا این درصد را در محیط می توان تشخیص داد و در صورت بالا رفتن درصد غلظت آن حس بویائی را فلج می‌کند و قابلیت و خطر انفجاری دارد.

در هنگام عملیات چاه در صورت وجود چنین گازی باید از وسایل ضدجرقه استفاده نمود. در این مرحله مصدوم را سریع باید از محیط دور کرد و تنفس مصنوعی داد.

گاز آمونیاک NH3 :

گاز آمونیاک از هوا سنگین تر است. بی رنگ، بی بو و تند و زننده است و در صورت اختلاط با هوا و گرم شدن، ممکن است منفجر گردد. باعث سوزش چشم، پوست، ریه و دستگاههای تنفسی می شود.

وجود 5% تا 1% آن در فضا بمدت یک ساعت باعث مرگ می شود. و شخص مصدوم عرق سرد شدیدی می کند و می بایست مصدوم را از محیط دور و به فضای باز انتقال داد و سریعاً لباسهایش را از تن بیرون آورده، تنفس مصنوعی داده شود و بدن و قسمتهای حساس بدن مانند چشم و صورت وجاهای سوخته شده را با آب فراوان شتشو نمائیم. پادزهر این گاز آبلیمو و سرکه است.

گازکربنیک CO2 :

گازی است بی رنگ، بی بو، غیرقابل اشتعال و از هوا سنگین تر است و جایگزین اکسیژن می شود و سرعت و حجم تنفس را افزایش میدهد . وجود 3% آن در فضا سرعت قلب و حجم تنفس را 50% (دوبرابر) بیشتر می کند.

10% آن درکمتر از چند دقیقه باعث مرگ می گردد و مصدوم ناشی از این گاز را باید سریعاً از محیط دور کرده و آن تنفس مصنوعی و در صورت لزوم اکسیژن بدهیم.

گاز متان CH4 :

گازی است بی رنگ وبی بو، با درصد مشخصی از هوا ترکیب شده و باعث انفجار میشود. مخلوط این گاز با هوا و کلر قابلیت انفجاری دارد. هیچ اثر سمی روی بدن ندارد ولی جایگزین اکسیژن هوا می شود و باعث کاهش رسیدن اکسیژن به مصدوم و منجر به خفگی می گردد.

مصدوم ناشی از این گاز را باید به هوای آزاد منتقل نموده و تنفس مصنوعی داد.

ـ ریزش چاه بر دو نوع است:

قابل رویت: قابل مشاهده است که دهانة چاه باز شده و چاه فروکش کرده است.

غیر قابل رؤیت : در اثر دم یا نشست آب روی طوقه، طوقه چینی ریزش کرده و بافت سیمانی و موزائیک کاری روی دهانة چاه مانع ریزش است ( سالم مانده است ) که به مرور زمان در اثر رفت و آمد فروکش می نماید.

حوادث چاه:

ـ سقوط کردن به درون چاه به دلیل نگذاشتن درب چاه.

ـ ضربه هائی که مقنی در چاه برای حفرچاه می زند و باعث ریزش و حادثه می گردد.

ـ اشخاصی که جهت تعمیر موتور پمپ آب درچاه رفته و دچار برق گرفتگی می شوند.

و حوادث دیگر. . . . .

طریقة عملیات :

ابزارهای مورد نیاز در عملیات چاه در قدیم:

1) الوار                                 2) دیرک 

3) طنابهای کنفی کلفت (طناب یدک کش        ، و طناب رکاب دار           )

4) چرخ چاه                         5) طنابهای پنبه ای                     6) کمربند ایمنی

7) فانوس                            8) نخ فانوس                            9) دستگاه دم

10) لوله های دستگاه دم          11) آیفون و متعلقات آن             12) جعبه تقسیم

13) روشنائی عایق دار            14) کلاه ایمنی                         15) نخ پلاس

16) چراغ قوه                      17) دلو ، کلنگ و بیل                18) چنگک

19) سیم های رابط               20) جعبه کمکهای اولیه با آتلهای مناسب

ابزارهای موردنیاز در عملیات چاه (جدید):

1) کارابین              2) هارنس            3) قرقره       4) دستگاه مولد برق

5) سیم های رابط           6) سه پایه (برای دهنة چاه)

2-2- اصول نجات در حادثه آوار:

آوار عبارت است از ویران و منهدم شدن و از نظم خارج شدن ساختمان، ساختار یا سازه.

آوار نیز یکی از حوادثی است که باعث محبوس شدن انسانها در زیر خروارها خاک، سنگ و آجر و. . . می شود و در مواردی قربانیانی نیز می گیرد که طبق آمار حوادث سازمان آتش نشانی تهران ازسال 1365 الی 1371-49 مورد در تهران گزارش شده است.

به منظور برخورد صحیح با حادثه آوار، درابتدا می باید شناختی نسبی نسبت به انواع اجزاء تشکیل دهنده ساختمان و مراحل ساخت آن پیدا کردد و طرق مختلف انتقال بار سقف و اعمال آن، بسته به نوع ساختمان بررسی گردد. سپس علل بوجود آمدن حادثه آوار مورد توجه قرارگیرد و در انتها نحوة صحیح آوار برداری و دستورات ایمنی درباره پیشگیری از حادثه آوار ذکر گردد.

اجزاء تشکیل دهنده ساختمان :

1) پی:

پی هاـ ستونها ـ سقف پی ـ دیوارها ـ کف کاذب ـ سقف کاذب ـ تیرریزی ـ خرپاها ـ تبدیل ها ـ  درب ها و پنجره ها.

پی ها اساس و بنیان ساختمان سازی است و بستگی به نوع زمین دارد. جهت احداث ساختمان ابتدا زمین را بین 80 تا 100 سانتیمتر در زمین های سفت گودبرداری می کنند. در ساختمانهای مسکونی بدون زیرزمین پس از پی کنی و شفته‌ریزی، پی‌سازی شروع می گردد.

انواع پی :

پی آجری برای ساختمانهای آجری و پی بتونی برای ساختمانهای اسکلت فلز و بتونی .

پی ها باید بتوانند بار دیوارها و سقف و تمامی ساختمان را تحمل کنند.

2) دیوارها:

شامل : الف ـ دیوار باربر که علاوه بر خاصیت همه دیوارها، خاصیت باربری ساختمان را نیز دارا می باشد.

ب ـ دیوار های غیرباربر که برای جداسازی ساختمان بکار می رود.

خواص عمومی دیوارها:

محافظ صوت، محافظ رطوبت از داخل زمین دیوار محافظ و جداکننده ساختمان از محیط خارج.

3) ستون:

جهت ساختن یک ستون از دو آهن یا دو ناودانی استفاه نموده و این دو با فاصله یا بدون فاصله کنار هم توسط نبشی روی پلیت جوش شده و پلیت و نبشی بوسیله چهار آرماتور بنام بولت با بتون فونداسیون درگیر می شوند.

4) فونداسیون:

پی سازی و محل قرار گرفتن ستونها و پیوستن آنها به یکدیگر در یک ساختمان را مجموعاً فونداسیون گویند.

تمام اتصالات باید توسط جوش یا پرچ یا پیچ انجام گیرد. ناگفته نماند که پیچ مقرون به صرفه نیست و احتمال افتادن دارد.

5) خرپاها ( تیرریزیهای مشبک):

عضوی است از یک ساختمان بصورت اسکلت، که متشکل شده باشد از میله‌های مستقیم

که توسط مفصل های بدون اصطکاک به یکدیگر متصل شده باشند و انواع مختلف دارند.

5) شناژ :

استخوان بندی کف ساختمان بوده که بار را بطور یکنواخت تحمل می کند و از بتون آرماتور تشکیل شده است؛ در مناطق زلزله خیز شناژ عمودی روی شناژ افقی زده می شود.

6) سقف:

اساسی ترین پوشش ساختمان محسوب می شود، چون انسان و یا اشیاء باید در زیرسقف در ساختمان تجمع یا اسکان یابند. لازم است بدانیم که سقف انواع و اقسام داشته که در شرایط خاص با مصالح مخصوص ساخته می گردند.

انواع سقف ها :

الف) سقف های قوسی مانند طاق ضربی و غیره .

ب) سقف های مستوی (پوششی) یا صاف مانند سقف های بتونی، فلزی و . . . که قوسی ندارند.

طرق مختلف انتقال بار سقف عبارتند از:

1ـ بارسقف در ساختمانهای آجری و سنگی به دیوارها منتقل می شوند.

2ـ بار سقف در ساختمانهای که بصورت اسکلت (پایه ای) (فولادی، بتنی، چوبی) است به اسکلت منتقل می‌شود.

3ـ بار سقف در ساختمانهای بصورت مختلط به طرق 1 و 2 منتقل می شود.

اعمال سقف عبارت است از:

ـ انتقال قوای محرکه یا ثابت (بارمرده یا زنده) بر روی دیوارهای پایه .

ـ بارزنده شامل اجسام متحرک روی سقف است مانند انسان، گلدان و  .. . .

ـ بار مرده شامل آسفالت، دورچینی روی بام، پوکه های شیب بندی سقف و . . .

2)   تقسیم طبقات

3)   مقاومت در برابر حرارت ، صوت ، باران

تقسیم بندی ساختمانها از نظر مصالح

1ـ اسکلت فلزی                     2 ـ اسکلت بتونی

3ـاسکلت آجری                    4ـ اسکلت چوبی

ـ ساختمانهای آجری :

در این نوع ساختمانها از دیوارهای محکم جهت حمال بودن بار ساختمان استفاده می‌گردد. عرض دیوارها 65، 45، 35، 22و 15 سانتیمتر در ساختمان بکار می رود. سقف این ساختمان ها قبل از ابداع پروفیل و آهن، بصورت ضربی بوده است. در ساختمانهای آجری پی آجری و دیوارهای حمال بار سقف را حفظ می کنند. دیوار حمال 35 سانتیمتری و دیوارهای 22 سانتیمتری که نیمه حمال می باشند که بسیار محکم و ضربه گیر زلزله می باشند.

ـ ساختمانهای اسکلت فلزی:

در این ساختمانها آهن بنیان ساختمان بوده که دیوارهای ضخیم از بین رفته و دیوارهای نازک حتماً به اندازه عرض پروفیل بوجود آمده است. در این نوع ساختمان طبقات مطرح نیست، بلکه بنا به تعداد دلخواه طبقات محاسبات آن انجام و از کوچکترین فضاهای ساختمان کمال استفاده میگردد.

در ساختمان های اسکلت فلزی، پی ها بتونی بوده و پس از اتصال پلیت (صفحه فلزی ضخیم که زیر ستون قرار می گیرد) ، بامیله های مهار به بتونها و ستونها توسط نبشی ها با جوش دادن روی پلیت آن استوار می گردد . در اتصال پلها نیز به ستونها از نبشی و جوش استفاده می گردد.

پس از محاسبات انجام شده در ستونها تیرآهن روی نبشی ها قرار می گیرند و تیرچه ها در دل پل ها و سقف سازی جوش می شوند.

ـ ساختمانهای بتون آرمه:

این ساختمانها از آرماتور (میل گردهای عاج دار) و بتون تشکیل گردیده ، بدین طریق آرماتور در داخل بتون خاصیت کششی و خود بتون خاصیت فشاری ساختمان را متفقاً انجام می دهند. در ساختمانهای بتونی بتون نقش اساسی را اجراء می کند و عمر ساختمان را نیز تضمین می کند. البته به شرطی که هنگامی که بتون ریزی می شود پس از آن به مقاومت مجانب رسیده باشد ( خاصیت مجانب در طی 28روز پس از بتون ریزی بدست می آید)؛ اصولاً بتون از مقدار درصد سیمان ، آب و کراوید (همان سنگ شکسته شده ) تشکیل شده است و اگر آرماتور بکار رود اصطلاحاً بتون مسلح گفته می شود.

ـ ساختمانهای چوبی:

این ساختمانها کلاً از چوب ساخته می شوند و بیشتر در مناطق جنگلی و نزدیک آنها احداث می گردد.

علل بوجود آوردن حادثه آوار:

1) فرسودگی ساختمان (عمر مفید ساختمان به اتمام رسیده باشد).

2) قرار گرفتن بار بیش از حد روی سقف .

3) در معرض رطوبت قرار گرفتن پی های ساختمان.

4) ریزش زیر پی در اثر فروکش کردن چاه ها و زیر ساختمانها در اثر ریزش کانالها، قنات ها و . . .

5) حرارت بوجود آمده در اثر آتش سوزی که خارج از توان تحمل ساختمان باشد.

6) انفجارات

7) برخورد اتومبیل به ساختمان یا سقوط دیگر اجسام سنگین به روی ساختمان.

8) هرگونه محاسبه غلط چه در پی کنی، مثلاً پی کنی در خاک سست و خاک دستی یا ستونها یا سقف ها و تیرریزی و یا همچنین اگر محاسبات مقاومت مجانب در هنگام ساخت بتون آرمه اشتباه صورت گرفته باشد می تواند باعث بوجود آمدن حادثه آوار باشد.

9) حوادث طبیعی مانند: زلزله ، سیل، طوفان، گردباد.

مراحل آوار برداری :

کلیات آواربرداری دارای سه مرحله می باشد که عبارتند از:

1ـ ایمن نمودن محل برای شروع عملیات

2ـ بررسی چگونگی وضعیت محبوس شدگان درآوار

3ـ طریقه عملیات

1ـ ایمن نمودن محل برای شروع عملیات:

الف ـ جلوگیری از سقوط اشیاء معلق و دیوارهای در حال ریزش؛ ( لازم به ذکراین مطلب است که چنانچه یک جسم 5 کیلوگرمی از فاصله 2 متری فقط با نیروی جاذبه زمین سقوط نماید سرعت برخورد آن با زمین حدود 5/6 متر برثانیه می گردد که چنانچه روی سرکسی بیفتد نیروی آن برای شکستن جمجمه او کافی است) اشیاء معلق را باید از میان برداشت و کاملاً مهار نمود و در قسمت هایی که احتمال ریزش دارد نباید عملیات شود، بلکه ابتدا آنها را تخریب یا کاملاً ایمن می نماییم و سپس شروع به عملیات می کنیم.

ب ـ قطع آب، برق، گاز شهری ، آب های لوله کشی و تحت فشار.

ج ـ از میان بردن شعله ها و دود و کشف محل نشتی های گاز شامل سیلندرهای گاز و خارج ساختن و حمل آن به نقطه مطمئن.

دـ جلوگیری از ورود و تجمع و هجوم افراد متفرقه در روی آوار و حفظ سکوت جهت تشخیص محل محبوس شده‌گان.

(پس از تشخیص محل در صورت جواب دادن توسط محبوس شده، با سخنان تسلی بخش به وی امیدواری داده و محل را جهت اقدامات بعدی علامت گذاری می نمائیم).

2ـ بررسی چگونگی وضعیت محبوس شدگان درآوار:

پس از ایمن سازی محل و برای شروع عملیات، نخستین اقدام پیدا کردن محبوسین در زیرآوار می باشد که می تواند بسته به اقدامات موجود به روشهای زیر صورت پذیرد.

الف ـ براساس گفته شهود: آنهائی که خود درگیر حادثه و یا در لحظه آوار ناظر بوده اند، اولین کسانی که به محل رسیده اند، و یا افرادی که دایماً با افراد آن محل در تماس بوده و از عادات آنها با اطلاعند.

ب ـ با سکوت و صدا کردن در محل آوار.

ج ـ در نظرگرفتن از احتمالات فصلی مثل فصل تابستان و مدارس، احتمالات زمانی مثل: شب و ساعت کار اداره ها و کارخانه ها و یا ساعات خواب که اغلب افراد در این ساعات در اتاق خواب می باشند و غیره.

دـ استفاده از دستگاه زنده یاب.

هـ ـ استفاده از سگ.

چنانچه طی هر یک از موارد فوق، محل محبوس شدگان حدس زده و یا پیدا شده باشد می باید با پارچه نواری سفید اطراف آن را علامت گذاری نمود و چنانچه هوای فشرده و اکسیژن موجود باشد تا شروع اقدامات بعدی، می توان توسط سوند مخصوص تزریق هوا به مصدوم هوا رسانید.

توجه:

اگر حادثه آوار در اثر تجمع موادی بر روی سقف و یا کنار دیوار رخ داده باشد و این مواد مانند ، سیمان به صورت انبوه (فله) ، گچ یاآهک یا دیگر مواد شیمیایی (مانند کود شیمیایی) بوده باشد. حتماً مضرات و خطرات ناشی از تماس یا تنفس آنها را به همه افراد حاضر در محل باید اطلاع داد.

الف ـ افرادی که قبل از وقوع آوار از محل آوار خارج شده و یا به محل آوار نزدیک بوده اند و حادثه را رؤیت کرده اند و یاهمچنین پرس و جو از همسایگان.

ب ـ بایستی اطلاعاتی از تعداد افراد محبوس شده و محل آنان درآوار بدست آورد؛ برای اینکار می توان از افرادی که خارج شده و یا در لحظات اولیه حادثه در محل حضور داشته اند پرس و جو کرد. البته بسته به نوع تصرفات ملک و یا توجه به فصل و زمان وقوع آوار بطور تقریبی می توان از تعداد و محل تقریبی افراد محبوس شده، تصوری بدست آورد و با گفته شهود جمع بندی نمود.

ـ چنانچه آوار در اثر تجمع موادی روی سقف یاکنار دیوار رخ داده باشد و این مواد مانند سیمان بصورت انبوه (فله) . گچ یا آهک یا مواد شیمیایی به مقدار زیاد (مانند کودشیمیایی) بوده باشد بایستی حتماً مضرات و خطرات ناشی از تماس و تنفس آنها را به همه افراد حاضر در محل اطلاع داد.

نکاتی که هنگام آوار برداری باید به آنها توجه نمود:

1) استفاده از وسایل ایمنی فردی از قبیل : دستکش ، کلاه، ماسک محافظ گرد وغبار ضروری است.

همچنین افراد تشکیل دهنده تیم نجات باید پی ها، ستونها و سقف ها را در محل ساختمانی که آوار شده، شناسایی نموده و برای ایستادن و عملیات نقاط محکم را شناسایی و روی آنها قرار گیرند و حتی الامکان از خارج از این مسیرها حرکت نکنند.

الف) ایجاد حصار در محل آوار برداری جهت جلوگیری از ورود افراد متفرقه به روی آوار.

ب) استمداد از نیروی انتظامی به منظور جلوگیری از هرج و مرج و برقراری نظم به هنگام عملیات .

ج ) افرادی که در اثر بروز حادثه آوار، تعادل روانی خود را از دست داده و دچار حملات روانی گردیده اند.

د ) افراد فرصت طلب و سودجو.

2) عدم تعادل به هنگام عملیات باعث خطر می شود هنگام آوار برداری تکه های بزرگ را باید مراقبت نمود که بر روی پا نیافتاده و پا با قسمتی از بدن برخورد نکند و همچنین هنگام چرخش بدن پا بر روی تکه های دیگر آوار گیر نکند.

3) نباید هنگام آواربرداری به یکدیگر تکیه کرد.

4) به هنگام بارگیری دستگاهها و ابزارها برای عملیات بایستی از تعادل کافی برخوردار بود.

5) تجهیزات و وسایل به محل آورده شده، نباید در روی آوار رها شود زیرا ممکن است هنگام زیر رو کردن آوار مدفون شده یا به آن صدمه ای وارد شود.

6) از وسایل ایمنی ویژه مخصوص استفاده از تجهیزات خاص مانند عینک مخصوص برش کاری و جوشکاری و غیره به هنگام عملیات مربوطه، از آنها استفاده گردد .

7) استفاده از دستگاههای ایمنی جنبی که برای اینگونه ابزارها با توجه به موقعیت باید به محل عملیات آورده شود. برای مثال: هنگام کار با دستگاه برش کاری که در محل یا قسمتی که احتمال آتش سوزی در اثر وجود مایعات قابل اشتعال وجود دارد حتماً خاموش کننده مناسب به محل آورده شود.

8) اگر در قسمتی از ساختمان که آوار شده، نباید رفت و آمد کرد، بانصب علائم عبور ممنوع یاعلائم شبرنگ و طناب بهمراه دیگر وسایل هشدار دهنده آن جا را مسدود می کنیم.

9) برای رفت و آمد تیم نجات دهنده، باید راه مناسب را انتخاب و آنرا علامت گذاری نمود.

10) چنانچه لازم است جرثقیل یا لودر و امثالهم به محل حادثه جهت تسریع کار آورده شود، محل قرار گرفتن آنها قبلاً تعیین و از وجود آوار پاک گردد تا میدان ما نورکافی برای آنها بوجود آورد.

(نکات مفید دیگری که می باید مورد توجه قرار گیرد):

الف ـ به زمان وقوع توجه شود.

ب ـ آوار برداشته شده از قسمتی، نباید در جایی ریخته شود که آوار اولیه وجود داشته باشد.

ج ـ در آواربرداری، کسانیکه در زیر آوار زنده بودنشان محرز است به افراد مرده ارجحیت دارند و باز آنهایی که با مختصر عملیات آزاد می شوند به آنهایی که در شرایط سخت تری می باشند ارجحیت دارند.

د ـ به هنگام شب تهیه نورافکن های قوی ضروری است که از راه دور بصورت موازی به محل بتابد تا محیط برای عملیات روشن و مناسب باشد.

اقداماتی که پس از دسترسی به مصدوم و محبوس حادثه آوار انجام می گیرد:

پس از دسترسی به محبوسین آوار چنانچه خود به هوش بوده و قادر به حرکت می‌باشند با کمک مختصری آنها را خارج می کنیم، ولی در غیراینصورت بترتیب اولویت اقدامات زیر را انجام می دهیم.

1ـ بازبینی راه های هوایی که در صورت انسداد آنرا باز می کنیم.

2ـ چنانچه تنفسی نداشته باشد اقدام به تنفس مصنوعی می کنیم.

3ـ وضعیت قلب را معاینه و در صورت نیاز اقدام به ماساژ قلبی می کنیم.

هیچگاه عضوهایی که در اثر ماندن زیر فشار و یا گیرکردن بین موانعی که برای مدت طولانی تحت فشار بوده اند و مشکل خونریزی دارند نباید به یک دفعه آزاد کرد . بلکه باید قبل از رهاسازی عضو بالای آنرا محکم بست و سپس اقدامات بعدی را انجام داد. (به دلیل 1ـ ایجاد شوک 2ـ درصورت تغییر رنگ عضوپس از برقراری جریان خون، سموم به تمامی بدن انتشار می‌یابد).

4ـ تزریق سرم به هر مصدوم از ضروریات است.

5ـ مراقبت از لهیدگی ها، کنترل خونریزی و ضربه های مغزی .

6ـ بیحرکت کردن شکستگیها و معاینه و مراقبت از ستون مهره ها.

7ـ آماده کردن برای حرکت ( بسته بندی کردن)

8ـ حرکت

توجه: تنها زمانی مجاز به حرکت دادن مصدوم بدون رعایت موارد فوق می باشیم که خطر مضاعفی جان مصدوم را تهدید کند.

دستورات ایمنی :

1ـ هر جزء ساختمان دارای محاسبات مهندسی می باشد ، پس بدون مشورت اقدام به تغییرات در ساختمان نباید داد.

2ـ وسایل سنگین در روی تراس ها و سقف ها بدون کسب مجوز مهندسی ممکن است ایجاد آوار نماید.

3ـ بار بیش از حد روی سقف ها قرار ندهیم مانند، ساختمانهایی که برای جشن ها و مهمانی ها یا سخنرانی ساخته نشده، ولی به این منظور مورد استفاده قرار می گیرند.


2-3- اصول نجات در حوادث آسانسور

هر آتش نشان علاوه برآنکه باید نسبت به اطفاء حریق و نجات افراد در حریق اطلاعات کافی داشته باشد) باید نسبت به نجات افراد در موارد ویژه از جمله نجات افراد در حوادث آسانسور اطلاعات و مهارت کافی را داشته باشد تا در حوادث آسانسور چه در هنگام حریق و یا غیره، توانایی نجات افرادی را که در آسانسور محبوس شده اند داشته باشد و این مستلزم آن است که آتش نشانان نسبت به مکانیزم و عملکرد آشنایی داشته باشند.

انواع آسانسورها:

آسانسورها دارای سه نوع مختلف می باشد که عبارتند از:

1ـ آسانسورهای برقی

2ـ آسانسورهای زنجیره ای

3ـ آسانسورهای روغنی یا هیدرولیکی

امروزه درکشور ما بخصوص در شهرتهران آسانسورهای برقی بیشتر استفاده میگردد و اکثریت حوادث مربوط به این نوع آسانسور می شود. لذا به شرح این نوع آسانسور می‌پردازیم.

آسانسورهای برقی :

آسانسورهای برقی تشکیل شده است از یک کابین و یک وزنه، که بوسیلة یک سیم فولادی به یکدیگر متصل می باشند . این سیم فولادی بر روی یک قرقره به نام قرقره کشش که به الکتروموتور متصل می باشد قراردارد، بطوری که وزنة تعادل و کابین هردو ازناحیة قرقره کشش آویزان بوده و در خلاف جهت یکدیگر در داخل یک محفظه به نام چاه آسانسور بالا و پائین می رود . کابین آسانسور بوسیلة دکمه های فشاری که در خارج و داخل کابین کار گذاشته شده است و همچنین تابلوی فرمان و انتخاب کنندة طبقات، کنترل می شود . کابین آسانسور در وسط دو ریل فولادی (T) شکل که در دو طرف چاه آسانسور قرار گرفته است می باشد.

این دو ریل باعث می شود که کابین آسانسور فقط در جهت عمودی حرکت کرده و مانع از حرکتهای افقی کابین شود. در اکثر قریب به اتفاق آسانسورهای برقی جهت کاهش بار موتور از وزنة تعادل استفاده می شود که خلاف جهت کابین بصورت عمود بالا و پائین می رود.

وزنة تعادل از بتن و یا چدن ساخته می شود. وزن وزنة تعادل برحسب فرمول زیر محاسبه می شود.                    

                                وزن کابین   +   ظرفیت آسانسور  = وزنة تعادل

2


وزنة تعادل همانند کابین آسانسور در وسط دو ریل فولادی T شکل به نام ریل راهنما قرار دارد . بر روی کابین آسانسورها سیستم کنترلی به نام ریزیم نصب می شود که تعمیرکار آسانسور با قرار گرفتن بر روی کابین جهت تعمیر و نگهداری با تغییر وضعیت یک سوئیچ آسانسور را از مدار خارج کرده و در اختیار خود گرفته و با فشار دو دکمه کابین را بالا و پائین می برد.

موتورهای آسانسور:

معمولاً در آسانسورها از دو نوع موتور استفاده می شود:

الف ـ موتورهای گیربکسی :

در این نوع موتورها نیروی محرکة انتقالی به قرقره کشش از طریق یک چرخ دندة حلزونی به نام گیربکس صورت می گیرد به همین لحاظ به آن موتورگیربکسی می گویند.

ب ـ موتورهای بدون گیربکس:

در این نوع موتورها نیروی محرکه بطور مستقیم از موتور به قرقره کشش منتقل می‌گردد و فاقد گیربکس می باشد، به همین لحاظ به آن موتور بدون گیربکس می گویند. موتورهای بدون گیربکس از سرعت بیشتری برخوردار هستند و به منظور کاهش سرعت و افزایش قدرت از موتورهای گیربکسی استفاده می شود.

ترمز آسانسور

در کلیة آسانسورها برای توقف کابین از ترمز استفاده می شود. این ترمز باید به گونه ای باشد که در زمان قطع برق نیز مانع از حرکت کابین شود؛ به همین دلیل وجود یک ترمز برقی مکانیکی با عملکرد ایمنی در زمان قطع برق برای کلیه آسانسورها ضرورت دارد. زمانی که موتور در حال کارکردن است فنرهای ترمز جمع شده، در نتیجه لنتهای ترمز از استوانة ترمز فاصله گرفته و کابین حرکت می کند. زمانی که کابین حرکت نمی کند، موتور از حرکت ایستاده، جریان برق قطع شده، در نتیجه فنرهای ترمز باز شده و لنتهای ترمز به استوانة ترمز چسبیده و باعث توقف کامل کابین می گردد.

انواع مختلف ترمز در آسانسورهای مختلف

موتور و دیگر اجزاء متصل به آن

اشکال مختلف کابل کشی

1ـ کشش تک رشته ای :

این نوع کابل کشی برای اتاقکهای کوچک بوده و سطح تماس کابل با قرقره کشش 180 درجه بوده، که مناسب می باشد ولی از آنجا که ساخت و استفاده از قرقرة کشش باچنان قطری مشکل می‌باشد کمتر از این نوع کابل کشی استفاده می گردد.

2ـ کشش تک رشته ای با قرقرة انحراف:

جهت کاهش قطر قرقره کشش‌درکشش تک رشته ای از قرقرة انحراف استفاده می‌شود. سطح تماس کابل با قرقره کش 140درجه می باشد. از این نوع کابل کشی برای آسانسورهای کم سرعت، زیاد استفاده می شود.

3ـ کشش دو رشته ای :

چون استفاده از قرقرة انحراف در آسانسورهای با سرعت زیاد و سنگین کار، خطر لغزش کابل فولادی را درنتیجة کاهش سطح اصطکاک کابل با قرقرة کشش افزایش می دهد می‌توان از کشش دو رشته ای استفاده کرد. در این روش هر رشته کابل فولادی مطابق شکل دوبار تماس خواهد داشت؛ بنابراین اصطکاک افزایش یافته و خطر لغزش کاهش می یابد.

4ـ کشش فیثاغورسی:

در این نوع کابل کشی با استفاده از روش فیثاغورس جهت کاهش سرعت آسانسور و افزایش قدرت آن از قرقره هایی که بر روی وزنة تعادل و کابین نصب می شود استفاده می گردد. در این روش برخلاف انواع کابل کشی که ذکر شده است دو سر کابل فولادی بر روی وزنة تعادل کابین نصب نمی شود بلکه برروی سقف چاه محکم بسته می شود.

کابلهای فولادی:

کابلهای مورد استفاده در آسانسور باید فولادی و با مقاومت کششی بالا باشند. تعداد کابلهای هرآسانسور بین 4 تا 12 عدد است و قطر کابلها 9 تا 19 میلی‌متر می باشد. اگر چه آسانسورهایی وجود دارند که تعداد کابلهای آن کمتر می باشد و این امر باعث می شود که ضریب ایمنی آسانسور کاهش یابد.

درهای آسانسور:

در محل ورودی آسانسورها باید در مجموعه در وجود داشته باشد.

الف ـ درهای اتاقک که به اتاقک آسانسور متصل می شوند.

ب ـ درهای پاگرد که به دیوارة چاه آسانسور متصل می شوند.

درهای پاگرد نباید دارای وسیله ای نظیر دستگیره باشد که یک فرد غیرمجاز قادر به بازکردن آنها باشد. درهای پاگرد کلیدهای مخصوصی دارد که فقط نزد مسئول نگهداری آسانسور می باشد. مکانیزم دربهای پاگرد به نحوی است که با باز شدن یک درب، یک اتصال جریان برق قطع شده و آسانسور از کار می افتد و با بسته شدن درب پاگرد دوباره جریان برق وصل شده و آسانسور دوباره حرکت می کند.

درهای اتاقک آسانسور عبارتند از :

1ـ در دو لنگه‌ای کنار باز شو: در این نوع درب هردولنگة در به یک طرف باز می شوند.

2ـ در دو لنگه ای مرکز بازشو: در این نوع درب هر دو لنگة در از مرکز باز شده و هر کدام به سمت مخالف حرکت می کند.

3ـ در تک لنگه ای کناز باز شو: در این نوع درب به جای دو لنگه از یک لنگه درب استفاده می شود و در هنگام باز شدن به سمت چپ یا راست حرکت می کند.

4ـ در لولایی تک لنگه ای:

این نوع در که نظیر دربهای اتاق باز می باشد در اماکنی که کمتر از آسانسور استفاده می‌شود کاربرد دارد، مانند ساختمانهای مسکونی و هتلهای کوچک.

تنظیم کنندة اضافة سرعت:

برای بازداشتن اتاقک از اضافة سرعت ناشی از بریدن یا کشیده شدن کابلهای فولادی یا یک نقص الکتریکی، وجود یک تنظیم کنندة اضافة سرعت لازم می باشد. تنظیم کننده معمولاً در اتاق موتورخانه در بالای چاه آسانسور نصب می شود و به یک قرقره به قطر 30 سانتیمتر مجهز است که توسط کابل فولادی نگهبان حرکت می کند. یک انتهای کابل به سیستم ترمز در یک اتاقک و یا بالای آن که اصطلاحاً ترمز پاراشوت گفته می شود متصل است و انتهای دیگرآن به سمت بالا برمی گردد و پس از گذشتن از چاه آسانسور به دور قرقرة تنظیم کننده می‌پیچد و سپس به پایین چاه آسانسور امتداد یافته و به دور قرقرة کشش در کف می پیچد و در انتها به زیر اتاقک باز می گردد. همانطور که اتاقک آسانسور حرکت می کند کابل نگبهان قرقره را به حرکت در می آورد و زمانی که سرعت کابین افزایش می یابد قرقره تنظیم کنندة سرعت، عکس العمل نشان داده و این عکس العمل به کف کابین انتقال یافته و بالشتکهای کف آسانسور به روی ریل راهنمای کابین سائیده شده و اصطلاحاً پاراشوت انجام می شود و به این طریق کابین از حرکت باز می ایستد. در بعضی از آسانسورها هنگامی که تنظیم کنندة عکس العمل نشان میدهد سیستم برق نیز قطع می گردد و از آنجا که سیستم ترمز برقی ـ مکانیکی می باشد با قطع برق، سیستم ترمز بکار افتاده و به این طریق هم از سقوط کابین جلوگیری می شود.

ضربه گیر:

با وجود اینکه در کلیه آسانسورها سیستمهای ایمنی متعددی جهت جلوگیری از سقوط کابین نصب می شود باز این احتمال وجود دارد که کابین سقوط کند و برای جلوگیری از خسارت به کابین و سرنشینان آن در ته چاه آسانسور بر روی فونداسیون و یا انتهای ریل راهنمای T شکل، فنرهای ضربه گیر، لاستیک و یا ضربه گیر هیدرولیکی نصب می شود که هرگاه به دلایلی کابین سقوط کرد کابین مستقیماً با زمین برخورد نکند، بلکه بوسیله این وسایل از سرعت آن تا حد امکان کاسته شود.

سیستم اضافه بار:

جهت جلوگیری از اضافه بار آسانسورها که منجر به سقوط کابین و خرابی سیستم آسانسور می شود سنسور و یا وزن سنجی را در کف کابین آسانسور قرار می دهند وهنگامی که بار بیش از ظرفیت کابین شود بصورت اتوماتیک باعث قطع آسانسور شده و آسانسور از حرکت باز می ایستد و تا زمانی که وزن بار یا مسافر به حد مجاز نرسد آسانسور حرکت نمی کند.

زنجیر یا سیم بکسل جبران یا تعلیق:

در ساختمانهای مرتفع و بلند، هرگاه کابین در بالای چاه آسانسور قرار بگیرد طبیعتاً وزنه تعادل در انتهای چاه قرار می گیرد و بالعکس هرگاه وزنه تعادل در بالای چاه آسانسور قرار بگیرد کابین در انتهای چاه آسانسور قرار می گیرد و در این هنگام کابین یا وزنه تعادل که در پائین چاه قرار دارد، وزن سیم بکسل متصل به آن که به ارتفاع چاه آسانسور می باشد به کابین و یا وزنه تعادل که در قسمت پائین چاه می باشد اضافه می شود و این مقدار بسیار زیاد بوده و در اثر مدت زمان طولانی به موتور آسانسور صدمه وارد می سازد؛ برای جبران این اضافه بار اضافی که گاهی به وزنه تعادل و گاهی به کابین تحمیل می شود لازم است از انتهای کابین، سیم بکسل هم قطر و اندازه سیم بکسل کشش آسانسور وصل شود و سر دیگر آن به وزنه تعادل وصل شود که این نقیصه در هنگام حرکت آسانسور جبران می گردد.

2-4- اصول نجات در حوادث مربوط به تصادفات

2-4-1- نکات ایمنی :

الف ـ وضعیت خودرو یا خودروهای صدمه دیده رااز لحاظ نشتی مواد نفتی (بنزین ، گازوئیل، گازمایع) بررسی نمائید و در صورتیکه خودرو واژگون شده است نشت بنزین و مواد سوختی حتمی است و باید نسبت به پاکسازی و تخلیه مواد قابل اشتعال که در خودرو موجود است و یا در محیط حادثه جاری است اقدام نمود.

ب ـ قبل از هر اقدام محیط حادثه را از افراد متفرقه تخلیه نمائید و وضعیت قرارگیری مصدوم در داخل خودرو را کاملاً بررسی نمائید.

ج ـ وضعیت خودروهای صدمه دیده را از لحاظ تصادف مجدد با خودروهای عبوری بررسی و ایمنی آن را تضمین نمائید.

د ـ قبل از دستیابی به مصدوم باید خودرو صدمه دیده در جای خود ثابت و بی حرکت شود که جهت اینکار از طناب ، دنده پنج، الوار، سنگ و . . . استفاده نمائید تا مانع از حرکت خودرو در هنگام عملیات نجات مصدوم شود.

هـ ـ وضعیت اجزای ذیل را جهت پیشگیری از بروز آتش سوزی و حوادث دقیقاً بررسی نمائید.

ـ ایمنی لوله ها و مسیر بنزین (باک، پمپ، کاربراتور)

ـ لوله ها و پمپ (ترمز ـ کلاچ) بعلت وجود مایعات هیدرولیکی

ـ باطری خودرو و مسیر سیم کشی و برق خودرو

ـ وضعیت شیشه های خودرو و احتمال شکستن و ریختن آنها

ـ استحکام و تثبیت وسیله نقلیه موتوری صدمه دیده

وـ در صورت نیاز به جابجایی و انتقال خودرو وضعیت ترمز دستی موردتوجه قرارگیرد و در صورتیکه ترمز دستی روی چرخهای عقب عمل می کند خودرو باید به روی چرخهای جلو حرکت کند.

2-4-2- نجات مصدومین از صحنه تصادفات

2-4-2-1- نحوه دستیابی به مصدوم

2-4-2-2- نحوه رهایی مصدوم

2-4-2-3- نحوه مداوای مصدوم

2-4-2-4- نحوه انتقال مصدوم

2-4-2-1- نحوه دستیابی به مصدوم

معمولاً در سوانح رانندگی شخص مصدوم اگر قادر باشد خود از خودروی تصادف کرده خارج می شود و یابوسیله رهگذران و افرادی که در حادثه مصدوم نشده اند از خودرو خارج می شود، و یا در اثر تصادف به بیرون از خودرو پرتاب می شود و اغلب زمانی از نیروهای آتش نشانی استمداد می‌شود که مردم از خارج نمودن مصدومین عاجز باشند.

دستیابی به مصدوم به عوامل ذیل بستگی دارد:

الف ـ صحنه حادثه

ب ـ نحوه قرار گرفتن خودرو

ج ـ وضعیت مصدوم

با توجه به در نظر داشتن موارد فوق دستیابی به مصدوم ممکن است براحتی با باز کردن درب خودرو و یا به سختی با استفاده از ابزار هیدرولیکی و برداشتن سقف خودرو در قعر دره ای همراه باشد؛ لذا دستیابی به مصدوم از چهار طریق ذیل ممکن می گردد:

الف ـ دستیابی به مصدوم از طریق درب خودرو

ب ـ دستیابی به مصدوم از طریق پنجره یا شیشه خودرو

ج ـ دستیابی به مصدوم با برش بدنه خودرو

د ـ دستیابی و رهاسازی مصدوم با بلند نمودن خودرو

الف ـ نحوه دستیابی به مصدوم از طریق درب خودرو:

در صورتیکه صدمه زیادی به خودرو وارد نشده باشد امکان دستیابی به مصدوم از طریق درب خودرو وجود دارد. اگر خودرو از یک سمت دچار آسیب شد، بهتر است از دربهای سمت صدمه نخورده، به مصدوم دست یافت و در صورتیکه خودرو از دو طرف صدمه دیده باشد و امکان باز کردن دربها میسر نباشد، می توان از چند طریق به مصدوم دست یافت که با توجه به وضعیت حادثه فرمانده باید یکی از آنها را انتخاب کند.

1ـ از طریق درب عقب که در برخی خودروها مثل (HACH BACK)، می توان به مصدوم دست یافت.

2ـ در خودروهای قدیمی که فلز پشت تشک به شکل ضربدری می باشد می توان با درآوردن تشک پشتی وارد اتاق خودرو گردید.

3ـ در خودروهای جدید که فلز تشک به شکل ضربدری نمی باشد می توان با پاره‌کردن بخش میانی تشک یک راه عبوری را فراهم کرد.

4ـ با استفاده از یک دیلم، تایلور و تبر به طریق اهرم کردن می توان درب را باز نمود.

5ـ با استفاده از یک سنبه و چکش و قرار دادن سنبه روی مغزی قفل و زدن ضربه با چکش ساچمه های قفل را خرد کرده و درب را باز نمود.

6ـ بررسی نوع لولای درب نیز می تواند در مواردی مفید واقع شود و در صورتیکه پرچهای روی لولای بیرونی قابل جدا شدن باشند به کمک یک اهرم درب باز می شود.

7ـ یکی از بهترین تجهیزات موجود جهت باز نمودن درب اتومبیلی که با روشهای قبلی امکان ندارد، استفاده از جک سوسماری می باشد، که امکان دارد کمی به بدنه خودرو آسیب وارد نماید.

ب ـ نحوة دستیابی به مصدوم از طریق پنجره یا شیشه خودرو:

 در صورتیکه در تصادف خودروها، بازکردن درب ها بامشکلات زیادی همراه باشدو یا به هیچ وجه امکان پذیر نباشد، بهتر است از طریق پنجره و شیشه خودروها به مصدوم دست یافت. در چنین مواقعی بهتر است بوسیله یک چاقوی تیز لاستیک شیشه های جلو وعقب را به گونه ای جدا نمود که شیشه از لاستیک جدا گردد. سپس شیشه را از خودرو جدا کرده و داخل اتاق خودرو شد.

در مورد شیشه هایی که مستقیماً با لبه و درز بوسیله ماده ای که در مقابل حرارت سفت می شود، در جای خود ثابت شده باشند (بیشتر در شیشه های جلو) جهت بیرون آوردن شیشه بایستی ابتدا زه بین لاستیک دور شیشه را خارج نموده و سپس با قرار دادن یک پیچ گوشتی بین شیشه و لبه درز اتاق، به حالت اهرم شیشه را کاملاً خارج نمود. این عمل ممکن است سبب شکسته شدن شیشه شود، اما چون اکثر شیشه های جلوی خودروها از نوع ایمنی هستند، در صورت شکسته شدن ، خرده های آن پرتاب نشده و به کسی آسیب نمی رسد.

این عمل نسبت به شکستن شیشه با چکش یا هر وسیله دیگری بهتر است.

تذکر: در صورت تشخیص فرمانده به استفاده از شیشه بر این کار انجام می گیرد.

ج ـ  نحوة دستیابی به مصدوم از طریق برش بدنه خودرو:

پس از آنکه از طریق درب ها و شیشه ها نتوانستیم به مصدوم دسترسی پیدا کنیم باید با استفاده از جک و قیچی هیدرولیکی یا دستگاه هوا برش بدنه خودرو را بریده و به مصدوم دست یافت. استفاده از هر یک از این وسایل بستگی به وضعیت خاص صحنه تصادف و تشخیص فرمانده دارد.

1ـ یکی از قسمتهای ضعیف خودرو سقف آن می باشد که می توان با دو برش طولی و یک برش عرضی سقف ماشین را برید و داخل آن شد.

2ـ بابریدن لبه خارجی محل جمع آوری آب باران (ناودانی) در ستونهای ماشین می‌توان وارد آن شد.

3ـ با بریدن قسمت های فوقانی ستونهای وسط و با استفاده از اهرم می توان درها و جدارهای جانبی را از هم جدا و درها را باز نمود.

تذکر:

در مواقع برشکاری با دستگاه هوا، بدن مصدوم نباید بدون پوشش باشد تا دچار صدمه دیدگی بیشتر نشود.

د ـ دستیابی و رهاسازی مصدوم با بلند نمودن خودرو:

گاهی اوقات ممکن است وسیله نقلیه واژگون شده باشد و با سقف یا بدنه برزمین برخورد کرده باشد و کاپوت، پانل داشبورد و یا فرمان و . . . به سمت بدن مصدومان فشرده شده و آنها را محبوس کرده باشد و برای دستیابی به محبوس نیاز باشد که ابتدا خودرو را به حالت اولیه خود برگرداند.

با استفاده از جرثقیل، تیفور، جک بادی و با توجه به وضعیت حادثه می توان این کار را انجام داده ( تشخیص بعهده فرمانده است) و سپس با یکی از سه روش ذکر شده قبلی اقدامات نجات محبوس را انجام داد . ولی قبل از اقدام به بلند نمودن خودرو، باید اقدام به تثبیت و مهار آن نمود و جهت این کار می توان از تجهیزات زیر استفاده نمود.

1ـ وسایل و تجهیزات آماده در محل مانند لوله های آب

2ـ استفاده از طناب ها و ریسمانها

3ـ استفاده از جکهای بادی

4ـ استفاده از الوار و گوه های چوبی

5ـ استفاده از وینچ یا جکهای وسیله نقلیه

2-4-3- رها سازی مصدوم

2-4-3-1- رهاسازی محبوس از تجهیزات درون خودرو

هدف از رهایی مصدوم دراین مرحله ازعملیات، برداشتن موانعی است که باعث می‌شودمصدوم نتواند درون خودرو حرکت نماید. رها سازی مصدوم از درون خودرو وقتی ضرورت پیدا می کند که این موانع موجب افزایش صدمه دیدگی مصدوم هنگام مداوا و یا انتقال مصدوم از درون خودرو شود.

مرحله رهاسازی از دشوارترین مراحل در حوادث می باشد زیرا در این مرحله نجاتگر باید تمام تجربه و هنر خود را بکار اندازد تا مصدوم را بدون آنکه صدمه بیشتری ببیند رها سازد. در اکثر تصادفاتی که منجر به گیرافتادن افراد در داخل خودرو شده است (سقف، فرمان، پدال ، داشبورد) خودرو نقش اساسی در این واقعه داشته که با حذف آنها رهایی مصدوم میسر می گردد.

الف ـ در صورتیکه سقف خودرو مانع از رهایی مصدوم باشد می توان با بریدن ستونهای سقف با ابزار موجود نسبت به رهایی مصدوم اقدام نمود و بهترین وسیله برای اینکار جک و قیچی هیدرولیکی می باشد.

تذکر: در صورت حضور نیروهای اورژانس در محل همکاری با آنها مؤثر است.

ب ـ در صورتیکه فرمان خودرو مانع از رهایی مصدوم باشد باید بوسیله جک هیدرولیکی که دهانه آن را کاملاً باز کرده اید این کار انجام گیرد. به هر دو دهانه آن زنجیر یاسیم بکسلی بسته و یکی از آنها را به فرمان و دیگری را به سرشاسی و یا سرسپر بسته و سپس جک هیدرولیکی را جمع کنید تابا جمع شدن آن فرمان از روی مصدوم خارج گردد. در محلی که به بنزین آغشته شده و احتمال آنکه در اثر جابجایی جک، جرقه ایجاد و آتش سوزی رخ دهد باید از ابزار ضد جرقه ای مثل پتک ضدجرقه استفاده شود.

ج ـ در صورتی که پدالهای ترمز و کلاچ مانع از رهایی مصدوم باشد با بریدن پدال توسط ابزارهای موجود یا پدال بر ویا بریدن کف خودرو بایستی نسبت به رهایی مصدوم اقدام نمود.

دـ در صورتیکه داشبورد خودرو مانع از رهایی مصدوم باشد می توان با قراردادن جک هیدرولیکی که دهانه آن بسته است به روی درب خودرو و استفاده از آن به عنوان تکیه گاه و سپس بازکردن دهانه جک اقدام به جداسازی داشبورد از محبوس نمود.

در صورتیکه در اثر جمع شدن جلوی خودرو و فشردگی زیاد به روش قبلی نتوان محبوس را رها نمود، می توان از جک وزنجیر استفاده نمود. در هنگام استفاده از جک هیدرولیکی باید به دقت آهن هایی که مچاله می شوند را زیرنظر داشت، زیرا این امکان وجود دارد که با باز شدن جک، مصدوم تحت فشار قرار گیرد.

در محبوسینی که بیهوش نبوده و یا قادر به تکلم باشند عکس العمل هایشان فوراً نمایان می شود. ما در محبوسینی که در حالت اغماء و یا کم رمق بوده و توان فریاد زدن را نداشته باشند این امکان وجود دارد که در اثر فشار جک و تغییر شکل بدنه خودرو قسمتی از اعضای بدن محبوس تحت فشار قرار گیرد. نجاتگر در این عملیات باید سعی کند محلی را برای ایستادن خود در نظر بگیرد تا در اثر در رفتن احتمالی جک یا قطعه فلز دیگر، بدن وی آسیب نبیند.

2-4-2- رهاسازی محبوس از زیر خودرو:

در مواقعی که نیاز است محبوسی را که در زیر خودرو گیر کرده است با استفاه از جک رها نمود، بایدبا استفاده از انواع جکها اعم از جک بادی ، هیدرولیکی، مکانیکی و . . .) این کار صورت گیرد. استفاده از هر یک از آنها بستگی به وضعیت حادثه و تشخیص فرمانده دارد. معمولاً جک بادی با توجه به امکان استفاده از حداقل فاصله جهت قرار گرفتن در زیر خودرو مناسب تر است . در هنگام استفاده از جکها، نجاتگرها باید از نقاط سخت و محکم خودرو استفاده نمایند. در خودروهای سنگین تکنیکهای کاربردی بستگی به ساختمان آنها دارد و اکثرآنها دارای شاسی محکم می باشند. استفاده از جک در بسیاری از نقاط بدنه خودرو مناسب است. بلند نمودن خودروهای سنگین بدون جرثقیل مشکل است.

در هر صورت در اغلب حوادث که محبوس زیر خودرو گیر کرده است با استفاده از جک، الوار، گوه و . . . در زیرخودرو وبلند نمودن خودرو، شخص محبوس را رها نموده و در هنگام بلند نمودن خودرو نباید فقط به قرار دادن جک اکتفا نمود، بلکه با قرار دادن الوار، بلوکهای سیمانی و فلزی و کلیه لوازم کمکی که ممکن است در محل حادثه وجود داشته باشد از قبیل سنگ و آجر و طناب، امکان برگشت مجدد خودرو را بر روی محبوس منتفی نمود.

خودروهائیکه از یک سمت چند درجه از زمین بلند شده است، احتمال دارد که از محل جک سُر بخورند؛ برای جلوگیری از این کار باید بوسیله گذاشتن گوه مهار گردد یا به وسیله ثابت کردن مهارکش در جایی آن را مهار کرد؛ یا بوسیله حائلهایی از همان سمت که بلند شده، کنترل گردند، زیرا واضح است که خودرو بر روی چرخهایش چرخش کرده و به سمت دیگر منحرف می شود.

در مورد خودروهای حمل کننده سوخت باید به امکان آتش گرفتن خودرو توجه بیشتری نمود و نسبت به جمع آوری و رفع آلودگی از مایعات قابل اشتعال با پمپ مخصوص اقدام لازم به عمل آورد. همچنین خاموش کننده دستی و در صورت دسترسی به آب، یک رشته شیلنگ آب نیز آماده باشد.

نقاط مناسب که درموقع بلندنمودن خودرو می توانند مورد استفاده قراربگیرند عبارتنداز:

1ـ گیره های سپر عقب و جلو

2ـ ریلهای سقف در دو قسمت جانبی

3ـ گیره های قلاب دار فنر عقب

4ـ بخش عرضی صندلی جلو خودرو با استفاده از یک تکه الوار

5ـ با برداشتن شیشه های جلو و عقب و عبور یک تیرک از میان دو پنجره

تذکر: موارد 4و5 جهت خودروهایی که بر روی سقف واژگون شده اند مناسب است.

2-4-3- مواردیکه هنگام نجات محبوسین باید رعایت گردد:

الف ـ در مواقعی که محبوس بیهوش است و یا دچار صدمه دیدگی شدید شده است، انتقال او بدون نظارت امدادگران اورژانس احتمال واردشدن صدمات جبران ناپذیری مانند قطع نخاع یا آسیب دیدگی گردن و ستون فقرات و. . . را دارد.

ب ـ باید به محبوسین از نظر روحی و روانی آرامش داد.

با توجه به اینکه وقوع هر حادثه اثرات روحی شدیدی بر محبوسین می گذارد و آنها را دچار استرس می نماید، لازم است توأم با انجام عملیات رهاسازی و حمل، به آنها دلداری داده و به آینده امیدوار نمود، در صورتیکه شخص مصدوم هوشیار است به او گفته شود چه عملی انجام خواهد شد، مانند بیرون آورن شیشه و یا بریدن ستون خودرو.

ج ـ در هنگام عملیات برشکاری باید کلیه نقاط بدن مصدوم مخصوصاً سر و صورت وی پوشیده شود.

د ـ در صورتیکه در محل حادثه حریق رخ دهد و یا احتمال وقوع آن وجود داشته باشد باید محبوسین رابه سرعت از خودرو خارج نمود.

هـ ـ در صورتیکه خودرو در معرض خطراتی چون احتمال تصادف مجدد، تماس بدن مصدوم با سیم برق ـ خطر قرار گرفتن در معرض تشعشع ـ خطر مسمومیت با مواد شیمیایی و سمی خطرناک باشد بایستی محبوسین را هر چه سریعتر از خودرو خارج نمود.

و ـ با توجه به اینکه هنگام برش احتمال انتشار براده آهن و مواد دیگر در هوا که باعث آسیب رساندن به سیستم تنفسی محبوس می شود وجود دارد، بایستی این امر مورد توجه نجاتگران قرار گیرد.

زـ هنگام استفاده از مواد شیمیایی باید به اثرات آن بر روی زخم های باز مصدومین توجه کرد برای مثال در موقع استفاده از خاموش کننده های آتش نشانی، امکان تأثیر نامطلوب بر روی زخمهای باز مصدوم وجود دارد.

ح ـ باید به این نکته توجه داشت که در صورتیکه ولتاژهای کمی در محل جریان داشته باشد مصدومینی که ناراحتی قلبی دارند احساس درد بیشتری می کنند.

ط ـ درهنگام تابستان بایداز روشهایی برای خنک نمودن محل مصدومین جهت جلوگیری از انتقال حرارت و گرما به آنها استفاده نمود.

2ـ اصول نجات در حادثه چرخ گوشت

حادثه چرخ گوشت عبارت است، از داخل شدن دست به درون چرخ گوشت و چرخ شدن و گیرکردن دست داخل آن . این حادثه یا به هنگام استفاده چرخ گوشتهای خانگی و یا چرخ گوشتهای بزرگ قصابی ناشی می شود.

در چرخ گوشتهای خانگی قطع شدن شامل، انگشتان و بندرت تا مچ دست می رسد. ولی در چرخ گوشتهای بزرگ ( قصابی ها یا چلوکبابی ها) که گاهی در خانه ها نیز مورد استفاده قرار می گیرد، قطع انگشتان تا مچ دست پیش می رود. قربانیان این حادثه، طبق آمار اکثراً کودکان 9 ماهه الی 3 ساله می باشند که معمولاً کودکانی تیزهوش بوده و بنا به حس تقلید و کنجکاوی و در اثر سهل انگاری خانواده دست خود راداخل چرخ گوشت کرده و حادثه می آفرینند.

این نوع حوادث معمولاً در خانواده های کم بضاعت که از یک اتاق برای تمامی امور بعنوان اتاق خواب و پذیرایی و گاهی آشپزخانه استفاده می کنند رخ می دهد.

در این نوع خانواده ها حوادث دیگری نیز از قبیل سوختن بچه ها با آب جوش کتری یا سماور، خفگی در اثر گازهای سمی، چراغها و بخاری نفتی همچنین وقوع حریق ناشی از کبریت و غیره رایج می باشد.

چه درخانه هایی که دارای آشپزخانه مجزا می باشند، معمولاً چرخ گوشت در آشپزخانه و درسطح بالاتر از زمین و به دور از دسترس کودکان قرار دارد که اینان نیز چنانچه چرخ‌گوشت را به داخل اتاق و روی سطح زمین آورند، اینان نیز مشکل آفرین می شوند و در اثر سهل انگاری در استفاده صحیح، مثلاً عدم توجه هنگام جواب دادن به تلفن یا باز کردن درب خانه یا در مواردی که حادثه دیگری در آن حوالی اتفاق افتاده باشد که توجه استفاده کننده از چرخ گوشت را بخود جلب کرده، به هر دلیلی سبب تنها ماندن بچه ها با چرخ گوشت گرددو در نتیجه که این موارد معمولاً حادثه آفرین می باشند. این قبیل حوادث در بزرگسالان و بالغین نیز به سبب بی احتیاطی و استفاده از دست بجای چوب و اهرم فشار گوشت اتفاق می افتد.

اعمالی که به محض بروز حادثه چرخ گوشت باید انجام داد:

1ـ چنانچه در نزدیکی کودک و چرخ گوشت قرار دارید با سرعت دوشاخه چرخ گوشت را از پریز خارج سازید وخونسردی خود را حفظ کنید.

2ـ در جائیکه با محل حادثه فاصله بیشتری داشته و به کنتور برق نزدیکتر می باشید، فوراً به محض شنیدن صدای جیغ کودک فیوز را قطع یا کلید کنتور را خاموش کنید.

3ـ پس از قطع برق و خارج کردن دوشاخه از پریز، به هیچ عنوان سعی در در آوردن دست مصدوم نکنیدو جهت حمل راحت تر گلویی چرخ گوشت را از آن جدا کنید.

4ـ کودک را طوری در آغوش بگیرید که وزن گلویی روی دست بچه قرار نگیرد.

5ـ کودک را دلداری داده و از همسایگان بخواهید تا با آتش نشانی تماس بگیرند.

6ـ پس از تماس با آتش نشانی، اگر در نزدیکی بیمارستان مورد نظر آتش نشانی هستید مصدوم را به بیمارستان حمل نمایید تا از طرف دیگر آتش نشانی نیز جهت عملیات به بیمارستان اعزام گردد.

چنانچه وسیله مناسب برای حمل مصدوم ندارید به آتش نشانی اطلاع دهید تا ترتیب اعزام وسیله نقلیه مناسب را برای حمل مصدوم شما بدهد.

در نظر باید داشت که در هرجا که گروه عملیاتی نجات بامصدوم مواجهه شد از آن به بعد مسئولیت اداره حادثه به عهده گروه نجات خواهد بود.

نحوه عملکرد:

پس از پذیرش مصدوم توسط بیمارستان معمولاً وی را به اتاق عمل می برند و طی این نقل و انتقال چنانچه وضع روحی مادر مناسب باشد، اجازه داده می شود تا لحظه بیهوشی مادردر کنار کودک باقی بماند تا برای کودک و مادر تا حدودی تسلی و دلداری باشد.

در این مرحله فرمانده تیم و پزشک متخصص در رابطه با زمان و نحوه عملیات مشاوره مختصری کرده و مدت زمان لازم را با احتساب شکستگی سنگ فرز و تعویض آن و غیره . . به پزشک بیهوشی اعلام می کنند که در صورت صلاحدید برای مدت موردنیاز بیهوشی یابی حس گردد.

باید در نظر داشت که پس از بریدن ومتلاشی شدن چرخ گوشت، صحنه دلخراش انگشتان نمایان خواهد شد که قبل از این مرحله یعنی پس از بیهوشی کودک باید مادر را از اتاق عمل خارج نمود. همچنین بلافاصله پس از رها سازی دست، اقدامات جراحی ترمیمی پزشکان شروع شده و نیروی نجات نیز محل را ترک خواهد نمود.

مورد دیگری که ضمن عملیات بایدبه آن توجه داشت این است که قبل از بیهوشی نباید با صدای روشن کردن سنگ فرز حتی جهت آزمایش کودک را پریشان و مضطرب نمود، بلکه پس از بیهوشی مجاز به انجام این قبیل کارها می باشیم.

در اتاق عمل، نیروی نجات تابع مقررات بیمارستان می باشد ولی در مورد نحوه عملیات و تکنیک رها سازی فرمانده تیم تصمیم گیرنده می باشد.

آرایش گروه نجات :

در این نوع حادثه نجاتگران به سه گروه تقسیم می شوند:

1ـ گروه عملیاتی: که شامل 5 نفر در اطاق عمل می باشد.

الف) نفر اول فر مانده که مسئول و ناظر به عملیات است.

ب ) نفر دوم معاون فرمانده، معمولاً وظیفه برش بدنه چرخ گوشت را عهده دار می‌گردد.

ج) نفر سوم نجاتگری است که مسئول حرکت دادن مصدوم و مراقبت کلی بیمار اهم: از مراقبت از سیستم تنفس و باز بودن مجرای تنفسی کودک و حفاظت در مقابل براده های حاصله از برش که توسط پوشاندن بدن کودک با ملحفه انجام می پذیرد.

د) نفر چهارم وظیفه خنک کردن بدنه چرخ گوشت را با سرم فیزیولوژی یا آب عهده‌دار می باشد.

ه) نفرپنجم رابط بین پرسنل درحال عملیات با نجات گران خارج از اتاق عمل می‌باشد.

2ـ گروه رابط : رابط اتاق عمل و تجهیزات موجوددر ماشین ها می باشند که 2 نفر برای این منظور کافی است.

3- دو نفر نیز در محل استقرار ماشین های نجات به عنوان مسئول بی سیم و حفاظت تجهیزات باقی می مانند.

شایان ذکر است: که درحوادث مشابه بعدی، پست افراد به منظور همطراز سازی عملکرد تمامی نجاتگران تعویض می گردد.

ابزار آلات عملیات یا جعبه حادثه چرخ گوشت:

1ـ یک دستگاه سنگ فرز کوچک جتی با متعلقات آن

2ـ یک دستگاه جک هیدرولیکی دستی با ناخنک مخصوص آن

3ـ عینک محافظ چشم با شیشه بی رنگ

4ـ روپوش چرمی جهت جلوگیری از ریختن براده، روی بدن برش دهنده .

5ـ ملحفه یک عدد جهت پوشانیدن مصدوم (بمنظور حفاظت از براده)

6ـ گیره مخصوص نگهداری گلویی چرخ گوشت

7ـ دستگاه آب پاش

دستورات ایمنی :

1ـ چرخ گوشت با گلویی بلند و باریک انتخاب کنید.

2ـ چرخ گوشت را در ارتفاع دور از دسترس کودکان استفاده کنید.

3ـ به هنگام ترک محل چرخ گوشت علاوه بر خاموش کردن آن، عادت کنید دوشاخه آنرا از برق خارج سازید.

4ـ سیم برق آنرا کوتاه در نظر بگیرید تا مجبور شوید روی بلندی و در ارتفاع استفاده کنید.

5ـ حتی‌الامکان سعی کنید درزمانیکه کودکان خواب و یا در خانه نیستند از چرخ‌گوشت استفاده کنید.

اصول نجات در حوادث اقدام به خودکشی

خودکشی: یک عمل متفکرانه است که طی آن فرد به اختیار و اراده خویش به حیات دنیوی خود پایان می بخشد.

اقدام به خودکشی : فعل منتهی به مرگ که آرزوی فرد برای رهایی از مشکلات است، انجام، اما مرگ کامل حادث نشده بوقوع می پیوندد. (عمل ناقص که به نتیجه نرسیده است).

ایده های خودکشی: ذهنیات و افکاری که در ارتباط با کشتن خود در فرد وجود دارد.

تهدید به خودکشی : فرد به زبان و اقرار به رفتار خود انتحاری را نشان می دهد (قبل از اقدام حتماً با کسی در این مورد سخن گفته است).

ادا و یا ژست خودکشانه: یک نوع عمل خود آسیبی است که عموماً تهدیدی در زندگی و تمامیت فرد ایجاد نمی کند. این حالت بصورت فریاد و گریه برای کمک در بسیاری از موقعیتها بروز می کند.

رفتار خودکشی‌گرا: تمامی اعمال و رفتارهایی که فرد از روی عمد و قصد بمنظور آسیب زدن به خود و بخطر انداختن سلامتی اش انجام می دهد، چه به مرگ منجر شود و چه فرد زنده بماند.

هنوز روشی که بتوان بین قصد خودکشی یا اقدام به خودکشی موفق و انجام شده، تفاوت قائل شد وجود ندارد.

بالاترین و ارزشمندترین روشهای پیشگیری از  اقدام و حتی تفکر در مورد خودکشی، پرداخت براساس ایمان و اعتقاد مذهبی است.

در قانون ایران اقدام به خودکشی جرم نیست و مجازاتی ندارد، ولی هر نوع کمک، تشویق، فراهم آوردن وسایل خودکشی برای دیگری، مستقلاً یک اقدام جنائی شناخته میشود.

اگر طرف قتل، خود قاتل باشد از نظر قانونی به آن عمل خودکشی گفته می شود.

بحران خودکشی : آدمی همواره درصدد حل مشکلاتش می باشد. بحران زمانی بوقوع می پیوندد که موقعیت درگیری که برای شخص بحران زده از اهمیت بالایی برخوردار باشد به کمک عامل تهدید کننده تبدیل شود و با روشهای معمول نتوان از آن رهایی جست؛ در نتیجه هیجان و تنش افزایش یافته، قدرت تشخیص کاهش یافته و در رفتار ایجاد بی نظمی می شود. در این حالت شخص حتی در راهیابی برای حل مسالة بوجود آمده، خود را ناتوان می بینند و مشکلاتش مانند اضطراب ، افسردگی، ترس، احساس گناه و ناامیدی پیش می‌آید.

مراحل بحران:

1ـ تهدید یا واقعة پیش آمده، باعث ایجاد اضطراب می گردد.

2ـ در اثر شکست مکانیزمهای دفاعی در مرحلهء اول اضطراب، تزلزل یا از هم پاشیدگی افزایش می یابد.

3ـ شخص سعی در استفاده از منابع داخلی و خارجی نموده تا مشکل خود راحل نماید و اگر نتواند وارد مرحلة بعدی می شود.

4ـ اگرمسأله ادامه یابد، اضطراب فرد بالارفته وتبدیل به حالات هراس ووحشت می‌شود.

انواع بحران :

1ـ بحرانهای رشدی (تکاملی) : دوره هایی از تغییرات فیزیکی، اجتماعی و روانی که در طی فرآیند طبیعی رشد پیش می آید و با گذشت زمان طی بحران صورت می گیرد.

2ـ بحرانهای موقعیتی: یک حادثة ناگهانی و غیرمترقبه، انسجام زیستی و اجتماعی یا روانی شخصی را مورد تهدید قرار می دهد.

3ـ بحرانهای اجتماعی : بحرانهای ناشی از حوادث طبیعی، جنگ و. . . .

عوامل خطرآفرین خودکشی:

1ـ تفکر غیرمنطقی : از ویژگی افراد خودکشی گرا نداشتن مهارتهای مقابله‌ای مناسب می باشد.

2ـ بیماری : بیماری جسمی وروانی همبستگی قابل توجه ای باخودکشی دارد.

3ـ سن: خودکشی در میان نوجوانان 15 تا 19 ساله بشدت رو به رشد است.

4ـ مصرف نابجای مواد مخدر: مواد مخدر بویژه الکل، خطر خودکشی را بشدت افزایش می دهد.

5ـ جنسیت: زنان سه برابر مردان اقدام به خودکشی می کنند اما کمتر از مردها می‌میرند.

6ـ وضعیت تأهل: میزان خودکشی در میان افراد متأهل نسبت به گروه مطلقه ومجرد بسیار پایین تر است.

7ـ افسردگی: افسردگی توأم با ناامیدی از نشانه های جدی خطر خودکشی است.

8ـ نداشتن حمایت اجتماعی: از عوامل خطر جدی در خودکشی بشمار می رود.

9ـ اقدام قبلی: نیمی از کسانی که خودکشی کرده اند حداقل یکبار اقدام به خودکشی داشته اند.

10ـ نقشه سازمان یافته: هر چه نقشه فرد برای خودکشی دقیق تر و جزئیات بیشتری داشته باشد، خطر آن بیشتر است.

روشهای خودکشی :

روشهای متفاوت‌ومتنوعی وجودداردکه باپیشرفت تکنولوژی وفشارهای‌روانی گریزناپذیر انتظار می رود در آتیه روشهای متفاوت دیگری اتخاذ شود.

شایعترین روش خودکشی در زنان ایرانی خودسوزی و در مردان دارآویختن می باشد. استفاده از مواد مخدر، سقوط از بلندی، دارو، برق گرفتگی، بریدگی یا چاقو نیز وجودداشته است.

بطور کلی شیوه های خودکشی به موارد ذیل تقسیم می شوند:

1ـ شیوه های رنج آور (سقوط از بلندی، سلاحهای آتشین و. . .)

2ـ شیوه های خفه کننده ( غرق شدگی، خفگی با گازها و دود ذغال و. . .)

3ـ شیوه های مسموم کننده ( املاح آرسنیک، داروهای خواب آور، الکل و . . .)

4ـ شیوه های خودکشی یا مرگ غیرارادی ( مربوط به تشخیص پزشکی قانونی می شود مانند ضربات چاقوی مشکوک و آثار جرمی که صدمات ظاهری ندارد).

علائم مشخص کننده خطر خودکشی

انزوا طلبی :

بی اشتهایی مرضی ( خوردن بیشتر یا کمتر از حد معمول)، عدم بهبود بموقع بیماری ، عدم موفقیت مکرر در امتحانات، کم خوابی، عدم حضور بموقع و مکرر سرکار، کاهش ارتباط موثر با دیگران ، بی میلی به روابط اجتماعی، دوری گزیدن از دوستان، خشونت طلبی، افسردگی، کاهش سریع وزن، بیماری های گوارشی (نظیر یبوست مداوم) ، اختلالات سریع رفتاری و شخصیتی (حالتهای حادهیجان، گریه ها یاخنده های شدید) ، تخلیه ناگهانی انرژی ، حواس پرتی، قابلیت تحریک پذیری بیش از حد، بیماریهای صعب العلاج، رؤیا و خیالپردازی های غیرمعمول ، بی نظمی، اعتیاد دارویی، استفاده از الکل، بدرفتاری با نزدیکان، بی توجهی به ظاهر شخصی، احساس گناه و معصیت، بیان و بروز احساس نفرت از خود و تمایل به فقدان و زاده نشدن، تاریخچه یا سابقه خودکشی در خانواده، از دست دادن تدریجی هدف‌وآرمان، بخشیدن غیرمعمول واغلب یکطرفه اشیاء با ارزش خود،بی بندوباری جنسی.

مواردی که در هنگام برخورد با بیمار می توان استفاده نمود:

1ـ اجتناب از اظهار تعجب در مورد گفته های بیمار

2ـ اجتناب از قضاوتهای اخلاقی و ارزشی

3ـ اجتناب از ایفای نقش مجازات کننده

4ـ اجتناب از تمسخر فرد بشکل مستقیم و یا غیرمستقیم

5ـ اجتناب از سرزنش فرد بخاطر شکستها

6ـ اجتناب از تهدید فرد به راههای مختلف

7ـ اجتناب از حرف زدن زیاد و بلند حرف زدن

8ـ اجتناب از دادن پند و اندرز

9ـ اجتناب از انجام کارهای شخصی

10ـ اجتناب از معرفی شخصی برای بزرگ کردن خود

11ـ اجتناب از بیان مسائل شخصی

12ـ اجتناب از همدردیهای بی مورد

ارتباط برقرار کردن:

می تواند بصورت کلامی یا غیرکلامی باشد. می توان با یک سؤال کوتاه حتی با یک سلام شروع کرد. ارائه سئوالات تقریباً بی تفاوت و معمولی در ایجاد ارتباط مناسب اولیه حائز اهمیت است.

زبان مکالمه: تخمین نسبی اولیه در مورد سطح سواد و طبقه اجتماعی می تواند در زمینه تصمیم فرد بسیار مفید باشد، می باید باتوجه به شرایط تحصیل ، سنی و جنسی فرد سخن بگوئید.

اطلاعات اولیه: از نزدیکان، اقوام و یا از خود فرد اخذ می گردد.

سکوت: بایدبه ارزیابی سکوت پرداخت و علل آنرا یافت، جهت شکستن سکوت راههای زیر پیشنهاد می شود:

الف ـ تکرار آخرین جمله یا جملاتی که فرد بیان کرده است.

ب ـ ارائه خلاصه مطالب گذشته

ج ـ مستقیماً گفته شود: « می توانم بدانم علت سکوت شما چیست؟»

یاری جستن از خداوند:

ماهرچه داریم از خداست و هرچه می خواهیم باید از او بخواهیم (ناامیدی معنی ندارد)

به آینده بیندیشید: هرگز تصور نکنید مشکلی که هم اکنون گریبانگیر شماست، تا ابد همراهتان خواند ماند، بدانید که سختی پایدار نبوده و پایان پذیر است.

به آنچه دارید، بیندیشید: حتی در سخت ترین شرایط، داشته های شما بیش از نداشته های شماست.

به خاطرات خوش گذشته بیندیشید: خاطرات خوب دوران گذشته را بیاد آورید تا رنج شما را کاهش دهد.

سختی ها را بهتر بشناسیم:

شاید سختی ها آنقدر هم که فکر می کنید بدنباشد.

ظاهر و رفتار کلی: لباس، وضعیت اندامی، ژست ها، گفتار، بهداشت شخصی، معلولیتهای جسمی و تیکها باید مورد توجه قرار گیرند. ( بیانهای چهره‌ای، تماس چشمی، سطح فعالیت، درجه همکاری، جذابیت ظاهری، دقت و توجه، آیا رفتاردوستانه یا خصمانه یا فریبنده یا بی‌تفاوتی است؟).

2- اصول نجات درحوادث زلزله

زلزله(Earth quake) یا زمین لرزه را می توان به عنوان تکانهای ناشی ازعوامل طبیعی زمین معرفی کرد.

دراثرزلزله زمین به ارتعاش درمی آید ودرمواردی که شدت ارتعاشات زیاد باشد، باعث تخریب ساختمانها می شود؛ معمولاً قبل وبعد از حرکات اصلی زلزله، ارتعاشات خفیف تری تولید می شود که به ترتیب به نام پیش لرزه و پس لرزه نامیده می شود.

بایستی توجه داشت که تمام زلزله ها همراه باپیش لرزه نیستند ونیز پیش لرزه ها را همیشه نمی توان مقدمه وقوع یک زلزله بزرگ دانست .

کانون ومرکز زلزله:

نقطه ای را که امواج ازآن منتشر می شوند به نام کانون زلزله(Focus) می خوانند. اگراز کانون زلزله، که معمولاً درزیرسطح زمین قراردارد،خطی برسطح زمین عمود کنیم، محل تلاقی این خط را باسطح زمین به نام مرکز زلزله (Epicenter) می‌خوانند؛ فاصله کانون ومرکز زلزله به نام عمق کانون زلزله نامیده می شود.

                                                                                       E    مرکز زلزله

                                                                         کانون زلزله

                                                                                    F              عمق کانون زلزله

علل وقوع زلزله:

علت وقوع زلزله ازجمله مسائلی است که ازقدیم الایام فکربشر را به خود مشغول داشته وطی نظریات مختلف، عواملی نظیر اتمسفر،تغییرات فشارهوا، ماه، حرکت زمین، فعالیتهای آتشفشانی وآبهای زیرزمینی به تنهایی یا تواماً به عنوان عوامل ایجاد کننده زلزله درنظرگرفته شده اند.

زلزله درایران:

فلات ایران یکی ازمناطق زلزله خیز است وهرچند وقت یکبار زلزله، باعث بروز خسارات مالی وجانی فراوانی می شود. برمبنای اطلاعات دقیق تهیه شده میتوان گفت به طور متوسط هرهشت ماه یکبار، یک زلزله با شدت بزرگتر از 5 ریشتر،هرسه سال یکبار یک زلزله باشدت بزرگتر از6وهر بیست سال یکبار یک زلزله با شدت مطلق بزرگتر از7 ریشتر درفلات ایران اتفاق می افتد. مناطق پر زلزله ایران، دزفول، شیراز، سعیدآباد، شاهرود، همدان، اهواز، تبریز، تربت حیدریه، تهران و... می باشند.

شهر تهران:

با داشتن سه گسل اصلی شمالی، شرقی وگسل ری در جنوب، کمتر قسمتی را می توان یافت که درفاصله ای مناسب از سه گسل فوق واقع شده باشد. گسل شمال تهران ازلشکرک و سوهانک شروع شده تا فرحزاد وحصارک وازآنجا به سوی غرب امتداد می یابد. این گسل درمسیر خود، نیاوران، تجریش، زعفرانیه، الهیه وفرمانیه را دربرمی گیرد.

گسل ری یا گسل جنوب تهران نیز که درصورت فعالیت پرتلفات ترین گسل کشور وشاید جهان باشد، ازجاده خاوران شروع وبا گذر از دولت آباد وحرکت بر روی جاده کمربندی تهران درحد فاصل کوره های آجرپزی چهاردانگه پایان می یابد.گسل شرق نیز که توانایی قوی ترین زلزله را دارا است از شرق به تهران وارد شده وبا گذر از اراضی سرخه حصار وحرکت بر روی بزرگراه بابایی تا مجیدیه وسید خندان امتداد می یابد. جالب اینجاست که اکثر حریمهای انتقال نیروی برق شهر تهران بر روی همین گسلهای زلزله واقع شده است.

نجات:

نجات عبارت است ازیک سری عملیات که منجر به رهایی افراد زنده ازشرایط بحرانی و به دام افتاده می شود وهمچنین انجام کمکهای نخستین برروی آنها که از وخامت حال افراد جلوگیری می‌نماید.

وظیفه نجاتگر

بطور معمول هر نجاتگر درهنگام بروز رویدادهای طبیعی وغیرطبیعی و به وجود آمدن آوار پنج وظیفه دارد:

1.نجات جان افراد ازطریق بیرون آوردن سریع وفوری آنها از زیر آواروخرابه های ساختمانهای آسیب دیده ودرنتیجه حملات هوایی دشمن (آتش سوزی،سیل،زلزله ویاهرگونه سانحه دیگر).

2.انجام کمکهای نخستین درباره اشخاص گرفتار شده واعزام آنها به مراکز درمانی برای معالجات بعدی.

3.اقدامات لازم درزمینه نگهداری موقت یا انهدام کامل ساختمانهای آسیب دیده وساختمانهایی که ریزش آنها خطرناک تر است.

4.کمک به گروههای متخصص پاک کننده خرابی ها واقدام به توسعه معابر محلهای آسیب دیده، به منظور تسهیل درحرکت وسایل نقلیه ودستگاههای مکانیکی

5.جستجو وپیدا کردن وجمع آوری اجساد، هرچند که این وظیفه جزءمأموریت ومسئولیت های مستقیم گروه نجات نیست.

گروه نجات به طور کلی یک نیروی متحرک درعملیات اساسی نجات است وبایستی ابزار وادواتی را به کار ببرد که توسط نجاتگران عضو گروه به عمق ومیان خرابی ها و آوارها برده می شود.

مراحل عملیات جستجو ونجات Search & rescue

جستجو

دسترسی

کمک

رها سازی وتثبیت

         انتقال

معیارهای جستجو:

1.کسب اطلاعات (ازافراد محلی) 

2.دریافت عکس العملهای زیرآوار

3.ایجاد صدا به وسیله اجسام ووسایل منتقل کننده صدا

4. رویت سوژه (هدف جستجو)

معیاردسترسی:

1.سریع ترین روش         2.ایمن ترین مسیر           3. کوتاه ترین مسافت

معیار کمک:

1.زنده ماندن وزنده نگهداشتن         2. آسیب دیدن کمتر          3. تقویت توان روحی

معیار رهاسازی :

1.حداقل زمان  2.حداقل تجهیزات    3.حداقل نیروی انسانی   4.تثبیت وضعیت مصدوم

معیارانتقال:

1.سرعت درانتقال

2.جلوگیری ازوخامت حال مصدوم

3.مناسبترین روشهای ممکن برنامه ریزی عملیات جستجو ونجات

گام اول

تعیین محل استقرار مردم قبل ازسانحه ، تعیین میزان خرابی سازه ها، تشخیص مناطق امن درون ساختمان و تعیین مناطقی که جستجوی اولیه درآنها باید انجام شود.

گام دوم

جستجوی منطقه به طورسطحی، خارج کردن افرادی که وضعیت بحرانی دارندودسترسی به آنها آسان است (اززیرآوار)، تعیین موقعیت دقیق افراد دیگر در زیرآوار و کنترل سکوت در منطقه.

گام سوم

توجه به مکانهایی با احتمال بیشتر،جستجو برای یافتن فضاهای خالی،نجات افراد دیگر از زیرآوار، تجدید نظر دربرنامه ها وکمکها یا نیازمندیها .

گام چهارم

جابجایی نخاله ها با تجهیزات سبک وکنترل محلهای علامت گذاری شده، انتخاب مکانهایی برای تخلیه آوار (دپو)، ادامه جستجو درزیر آوار(صدا کردن ، ضربه زدن به اجسام فلزی وشنیدن پاسخ) و شمع گذاری درمحلهایی که خطر ریزش درآنها وجود دارد.

گام پنجم

استفاده ازماشین آلات سنگین (جرثقیل، بیل مکانیکی،تجهیزات هیدرولیک برش و ...)

با درنظر گرفتن پایداری ساختمانها وشمعک ها، تمرکز برمناطق خاص جهت کاهش تعداد مأموران نجات تحت خطر و علامت گذاری کلیه مناطق آوار برداری شده .

تخلیه وپاکسازی آوارها:

بطور کلی برای خلاصی ورهایی اشخاصی که در زیر توده های آوارمانده اند دو راه وجود دارد.

الف- طریقه اول عبارت است از: پاک کردن یا برداشتن آوار(جابجا کردن قطعات آجر وغیره) تا زمانی که مصدومان پیدا واز زیر آوار به بیرون کشیده شوند.

ب- طریقه دوم عبارت است از: ایجاد راه گربه رو واتصال فضای خالی زیرآوار به هم(ساختن تونل-کانال)

درهردوطریق فوق, یک اصل مهم را همیشه باید درنظرداشت وآن این است که اگر کسی در زیر توده های وسیع وحجیم آوار پس ازخرابی ساختمان زنده مانده باشد،به علت آن است که میز یا الوار طوری سقوط کرده است که یک سر آن بر دیوار تکیه داشته وشخص به دام افتاده را از اصابت مستقیم توده های آوار حفظ کرده است. دربعضی موارد ممکن است وجود یک قطعه مبل، شخص به دام افتاده را حفاظت نماید.

مدیریت با استفاده از روش                 (S.T.P.P)

درشروع عملیات درصحنه آسیب چند لحظه توقف کنید .             ایست       STOP

درباره شرایط،خسارات وتلفات فکر کنید.                          فکر کنید        Think

نحوه کاهش آسیب وموارد خطرناک را دریابید.              مشاهده کنید          observe

برنامه‌ریزی اقدامات‌وعملیات ووسایل موردنیاز را مشخص کنید.   برنامه یزی    Planning

نکات مهم درعملیات برداشت آوار:

1ـ آوارها را به دقت وآرامی جابه جا کنید.

2ـ آوار برداری می بایست از بالا به پایین ازسطح خارجی آواربه عمق صورت گیرد.

3ـ به منظور جلوگیری از ریزش های احتمالی از ایجاد حفره بدون حفاظ خودداری کنید.

4ـ به منظور جلوگیری ازفشار بر روی آوار، نجاتگران باید درموارد ضروری درون کفه‌های بدون حصار که توسط جرثقیلهای مختلف بلند می شود،قرارگیرند.

 5ـ برای جلوگیری از فشار بار اضافی بر آوار وبرداشت با کمترین لرزش، بهتر است تیرآهن ونبشی ها واشیای فلزی به صورت تکه های کوتاه یا متوسط جدا شده وبلند شوند.

6ـ چون وجود آب باعث انحلال وسست شدن خاکها ودرنتیجه ریزش طبقات فوقانی می‌شود لازم است با تخلیه سریع آب توسط پمپ های مختلف ازتجمع آب در گودالهای محوطه آوار جلوگیری شود.

7ـ برای حرکت اضطراری بر روی آوار می بایست ازالوارهایی با ابعاد مناسب وبه طوری استفاده شود که جز درصورت اجبار، مستقیماً برروی آوار قرارنگیرد.

8 ـ چنانچه درحین آوار احتمال ریزش قسمتهایی از ساختمان وتأسیسات وجود دارد،باید با استفاده از شمع ها ،جکها،فکهای بازشونده، تیرآهن و... از ریزش آوار جلوگیری کرد.

9ـ کلیه افراد حاضر درعملیات آوار برداری باید حداقل به کلاه وکفش ایمنی ودستکش مجهز باشند. افراد بایستی درصورت لزوم به دیگر وسایل انفرادی ازقبیل ماسک تنفسی همراه با دستگاه تنفسی ، کمربند ایمنی و...مجهز شوند.

10.کنترل ومهار آتش واطفای حریق در اسرع وقت صورت پذیرد.

11.افراد را به طور صحیح از زیرآوار خارج کنید(ابتدا سروسینه مجروح وسپس سایر قسمتهای بدن را از زیر آوار خارج شود).

12.درصورتی که در عملیات آواربرداری، گردوغبار زیادی به وجود آید توصیه می شود با انتشار آب به صورت پودری (افشانه) بر روی محوطه آوار برداری نسبت به نشست خاک اقدام نمود.

به عنوان یک دستورالعمل کلی، افراد به هیچ وجه مجاز نیستند که در طی عملیات نجات بر روی توده های آوار بالا بروند،(مگر در موارد ضروری).

دسترسی به حفره ها، اتصالات فضاهای خالی، راه گربه رو درآوار نقل مکان توده های بزرگ آوار به منظورنجات اشخاص به دام افتاده، معمولاً یک جریان بطئی و کند بوده ومستلزم کار زیاد است.

(هرچند که راه گربه رو کمک بسیارخوبی برای نجات است، لیکن نباید تصور کرد که میتوان آن را درهر کجا، به عنوان عامل نجات به طور موثر مورد استفاده قرارداد.).

2- اصول نجات درحوادث سیل وحوادث آبی

سیل :

بروزحادثه سیل از دو عامل اصلی نشئت میگیرد، الف ـ جاری شدن سیل ناشی ازعوامل طبیعی،  ب ـ جاری شدن سیل ناشی ازعوامل غیر طبیعی .

الف:جاری  شدن سیل ناشی از عوامل طبیعی عبارت میشود از بارش شدید باران، ذوب شدن برف در ارتفاعات دراثر گرم شدن ناگهانی هوا؛ دراین زمینه شهرهائی که در دامنه ارتفاعات قرار گرفته‌اند بیشترمورد تهدید واقع میشوند، بزرگترین عامل موثر به حداقل رساندن خسارت مالی وجانی موارد تحقیقاتی وپیشگیری قبل ازوقوع حادثه است ، معمولاً کارپیشگیری بعدازپایان گرفتن کار گروه تحقیقات وجمع بندی گزارشات شروع میشود.

لازم به ذکراست گروه تحقیقات خود نیز عامل پیشگیری است وگزارش تحقیقاتی مطابق مشروحه ذیل است:

1- بازبینی سیل ازقله کوههای مشرف به شهر ویادداشت برداری ازقلوه سنگهای بزرگ یا تخته سنگهائی که دراثر فرسایش آمادگی حرکت به قعر دره راداشته وبا یک یا چند بارش شدید طولانی باران ازجایگاه خود به مقصد بستن سیل حرکت نماید ودرحین غلطیدن درگلوگاهی ازدره گیر و ایجاد آب بندی خاکی وسنگی موقت بنماید .

2- آیا صخره های آهکی وآب بریدگی های خاکی چه مقدار احتمال ریزش ناشی از بارش باران و ذوب شدن برف دارند؟

3- ریشه درختهای موجود درکنارسیل چه مقدار دراثر فرسایش ازخاک بیرون آمده است؟

4- منطقه درجائی که ازشرایط مندرج در ردیف بند1و2 برخوردارباشد شکستن آب بند، ممکن است در اثر فشار آبهای انباشته شده، یک مرتبه صورت بگیرد یا اینکه آب بند خاکی ناشی ازسیل آب پرشده و درحین سرریز، دچار ویرانی گردد،سیل مجدد که ناشی ازتخریب آب بند خواهد بود چه مقدار می تواند رسوب سنگ ودرختان مسیل کوهستانی را وارد به شهر نماید؟

5- آیا سیل آب کوهستانی ازیک یا چند گلوگاه وارد مسیل شهری میشود؟

6- مسیل داخل شهر چه مقدار کشش یک چنین سیل پیش بینی شده را دارد؟

7-آیا با احداث بنای ساختمانی وایجاد آلونک وکیوسک به حریم رودخانه تجاوز شده است؟

8- در داخل رودخانه کارگاههای موقت گلیرسازی بوسیله کارگران سیار ایجاد نشده است ؟

9-آیا لاشه اتومبیل ولاستیک های اسقاطی درداخل مسیل حریم رودخانه بروی هم انباشته نشده است؟

10-قوس پلهای احداث شده بروی مسیل به اندازه کافی است تا بعضی ازمحموله های سیل که در واقع روی آب قرارگرفته وحجمی اضافه در روی آب تشکیل می دهند ازاینگونه پلهای قوسی عبور می کند؟

11- درمسیل ها فشارشکن طبیعی وجود دارد؟

12-درچه نواحی ازمسیل میتوان فشار شکن مصنوعی ایجاد کرد (بااینکه رودخانه به این وسیله تجهیزات) رودخانه مجهز به رسوب گیرهست؟

13- آسیب دیدگی های دیواره مسیل چقدر است؟

14-درصورت اطمینان رودخانه وباخارج شدن سیلاب ازمسیل راههای هدایت سیلاب به مسیل از چه نقاطی است؟

پیشگیری از گسترش سیلاب وامدادرسانی به مردم:

1- انبار کردن شن، ماسه با گونی درب بسته؛ درمناطقی که دربند 14مطالب فوق به آن اشاره شد.

2-آماده نگهداشتن وسایل مکانیزه سنگین درنزدیکی محلهای پیش بینی شده دربند 14بمنظور ایجاد کانالهای انحرافی وهرگونه کارهای امدادرسانی.

3-استفاده ازفشارشکن مصنوعی بمنظورگرفتن سرعت سیل وگرفتن محموله های حجیم از روی آب .

4-درصورت گیرکردن بعضی ازمحموله های حجیم وسنگین به پلها، خارج کردن اینگونه محموله ها بوسیله چنگک های هیدرولیکی سنگین یا بوسیله جراثقالهای بزرگ.

5- قبل از سر ریز رودخانه ویا طغیان مناطقی از جمله سرپیچها را با احداث دیواره با گونی شن پیش گیری لازم را بنمائیم.

6- تماس با سازمان هواشناسی کشور در مورد تغییرات شرایط جو.

7- آماده باش کامل نیروهای عمل کننده یا ضربت واستقرار آنان درمکانهای امن وموثر ومجهز کردن پرسنل به تجهیزات گروهی وانفرادی.

الف- تجهیزات گروهی:

دراختیارداشتن یک دستگاه آمبولانس وحداقل برای هرگروه 3عدد برانکار، مقداری لباس زنانه و مردانه- پتو- جعبه کمکهای اولیه پزشکی.

ب- تجهیزات انفرادی :

1-مجهزبودن افرادبه لباس ضد آب وچکمه وکلاه ایمنی (کاسکت) وکمربند ایمنی

2- استفاده ازبی سیم های دستی

3- استفاده ازبلندگوی دستی

4- بهمراه داشتن برای هرنفریک رشته طناب سبک ومقاوم مثل طناب  ابریشم پرلون یا مشابه وتعدادی کارابین

5- چراغ قوه یا نورافکن های دستی

6- همراه داشتن بیل وکلنگ انفرادی (نظامی)

7-درجائیکه بیشتر شدن یا افزایش طغیان محرز باشد برچیدن پلهای فلزی مجاز و غیرمجاز بوسیله جراثقال؛ دراین زمینه بایستی توجه نمود تا اشخاص با برچیده شدن پل ها درمحاصره سیل قرار نگرفته باشد.

8-درحین طغیان درجائیکه عرض رودخانه کم باشد ودرصورتیکه احداث پلهای موقت مقدور نگردد، برای نجات محاصره شدگان آنسوی رودخانه میتوان با استفاده جراثقالهای دکل بلند وبا بستن سبد یا کابین مخصوص به قلاب آن، جهت نجات افراد محصور شده اقدام نمود؛ بدیهی است دراین هنگام دکل جراثقیل در پائین ترین درجه زاویه بصورت خوابیده مورد استفاده قرارخواهد گرفت، درغیراینصورت نجاتگر با استفاده از فن راپل به نقطه مورد نظر فرودمی آید یا اینکه از شیوه فرود با حمایت یک نفره خود را به پائین خواهد رساند،در زمینه نجات افراد محصور شده با توجه به موقعیت محل یا وضع روحی وجسمی آنان تصمیم گرفته خواهد شد.

حوادث سدها:

درحوادث سدها تاکنون غریق، بیشترین آمار رادرخود دارد وسقوط اتومبیل باسرنشین به درون سدها تاکنون دیده شده است. همکاری آتش نشانیها شاید درموردغریق، کشف جسد باشد؛ چرا که درلحظه ای که فرد با غرق شدن، دست وپنجه نرم میکند گروه امداد آتش نشانی درمحل حضور ندارد. در زمینه سقوط اتومبیل هم تقریباً چنین است فقط با این تفاوت که خارج کردن جسد ازلابلای لاشه اتومبیل درعمق آب، نسبت به کشف جسد ناشی ازغرق شدن قدری مشکل تر است.

ولی نباید ازنظردورداشت اینگونه حوادث درمقایسه با حادثه شکستن یا فروریختن سدها بسیارجزئی است چه گروههای امداد آتش نشانی وچه سایرعوامل نجات برابر وظیفه ای که دارند در زمان بروز حادثه به کمک حادثه زدگان می شتابند.

مطابق نشریه مرکز اطلاعاتی حوادث سدها درشهروین پایتخت اتریش درحادثه شکستن دیوار سد آویز5000 امدادگردرعملیات نجات شرکت داشتند.

درست است که برای ساکنین درمسیر بروز احتمالی این حادثه با توجه به آمارآن مرکز درهرپنج هزار سال یک باراحتمال دارد، ولی سئوال این است درصورت بروز چنین حادثه ای چه باید کرد.جواب این کلام بعهده متخصصان ایمنی وکارشناسان اینگونه حوادث است، ولی داشتن اطلاع ازبروز این حادثه که درسطوح جهان بوقوع پیوسته، امری ضروری است چرا که درشغل نجاتگری وقتی ابزارآلات یک حادثه را تهیه میکنند تاکنون هیچ کارشناسی و متخصصی نتوانسته برای استفاده ازآن زمانی رامشخص نمایدزیرا زمان استفاده ازآنرا حادثه مشخص میکند بنابراین با مطالعه این بحث به وسعت کارشغلی نجاتگری پی می بریم.

شکستن سد آویزو:

در18 جولای 1985 دردنیای سدسازی باردیگر حادثه ناگوار وغیرمنتظره ای به وقوع پیوست: دیوار یک سد مخزنی یکی از رودهای کوچک درجنوب کوهستان آلپ درمنطقه آویزو که دریاچه کوچکی بطول 150 متر بوجود آورده بود درهم شکست وفرو ریخت .

یک گروه معدن شناس برای تأسیسات معدنی خود از آب این دریاچه استفاده میکرد. با شکستن سد، سیل آبی گل آلود به ارتفاع یک ساختمان چهارطبقه بدره باریک رودخانه هجوم آورد؛ برسرراه خود سه هتل که درساعات وسط روز ازمسافران پربود وهمچنین 20 خانه مسکونی را به کلی نابود کرد و ویرانه های آنها را درزیر گل ولای خود مدفون ساخت.

تلویزیون ایتالیا درگزارشهای اختصاصی خود اقدامات کمک رسانی ونجات را گزارش میکرد ولی کمکها چندان مفید واقع نمیشد. حدود 5000 امدادگر درمیان گل ولای که بتدریج سفت میشد دنبال اجساد میگشتند.نتیجه این حادثه ناگوار 220 کشته و40 مفقودالاثر بود.ولی احتمال خطر شکستن سد همیشه خیلی کمتر وضعیفتر ازاحتمال پیش آمدن خطرهای دیگر مثل سقوط هواپیما یا تصادفات اتومبیل است.برای شخص ساکن درنزدیکی یک سد در هر5000 سال یک بار احتمال دارد که حادثه شکستن سد روی دهد درحالیکه درطول عمرعادی یک نفریعنی70 سال این احتمال به صفرمی رسد و این چیزی است ازیک طرف باعث قوت قلب واطمینان بیشتر متخصصان سازندگان سدها والبته از طرف دیگر باعث انزجار بازماندگان اینگونه حوادث می شود،زیرا وقتی همین احتمال ضعیف و نزدیک به صفر درصد به واقعیت می پیوندد وحادثه اتفاق می افتد نابودیهای صد درصد با خود     به همراه می آورد.

انسان می تواند چنین استدلال کند که"پیشرفت ، قربانی می خواهد" یا اینکه هیچ پدیده فنی وصنعتی دارای درجه اطمینان 99/99درصد باشد، چرا که احتمال یک صدم درصد میتواند روزی واقعیت پیدا کند واتفاق بیافتد.

اطمینان به دوام واستحکام یک سد از دوعامل ناشی میشود:مشخصات فنی سد و وضعیت زمین محل احداث سد.

ساکنان اطراف یک سد هیچکدام ازاین عوامل آگاهی ندارند؛ حتی مهندسان ایمنی سدها هم ، که البته دراین راه زحمت می کشند وانجام وظیفه میکنند تقریباً چنین اند.این مسئله را میتوان از اطلاعات آماری فهمید که بتدریج ازسال 1980 تاکنون ازخصوصیات فنی سدهای جهان وگزارشهای تحقیقاتی ازحوادث مربوط به آنها درمرکز اطلاعاتی حوادث سدها درشهر وین پایتخت اتریش گردآوری شده است. دراین مرکز حادثه شکستن سد، که بعضی ازآنها به سالهای قبل ازمیلاد مسیح مربوط می شود،ثبت شده است و18 کشور عضو آن با فرستادن گزارش، عکس وفیلم، یک شرح 700 صفحه ای از شکست سدها ویک کتاب نیز درباره علل این حوادث منتشر کرده است تا موسسات مربوطه در دانشگاه ها وتمام متخصصان وعلاقه مندان به موضوع را درجریان امر قرار دهد. زیرا مطالعه اینگونه اطلاعات وآمارها که برمبنای واقعیات شکل گرفته اند موجب شناخت تحلیلی علت شکستن سدها می شود ونحوه اتفاق افتادن آنها را روشن میسازد.

علت تعداد زیادی ازشکست سدها صخره ای را میتوان مربوط به وجود نواقصی دروضعیت محل سد ازنظر زمین شناسی دانست.یعنی استحکام زمین محل احداث درحقیقت کمتراز آن است که معمولاًزمین شناسان ارزیابی واعلام می کنند؛ اینگونه سدها همیشه به صخره های کوههای دوطرف دره بنا می شوند.

که این کار، به تنهائی هیچگونه تضمینی ازنظر استحکام واستقامت سد ایجاد نمی کند.دلیل این نظر هم ، شکست سد فرژوس ، احداث شده بروی رودخانه راین دریکی ازدره های سلسله جبال آلپ است که ساختمان آن از سال 1952 تا 1954 طول کشید وبه گفته مهندسان فرانسوی نازکترین  سد جهان بود . پی آن را صخره های دره تشکیل میداد سد 48 میلیون مترمکعب آب را درپشت خود ذخیره کرده بود وهمین صخره ها ،فشار این مقدار آب را تحمل میکردند.

ولی صخره ازهمان ابتدا غیر عادی به نظر می آمد ودرجریان کار هم مشکلاتی دراین زمینه پیش آمده بود، به این صورت که وجود شکافی درناحیه ای ازصخره مهندسان را مجبور ساخت که قسمت چپ دیواره سد را بروی یک بتونی بنا کنند که البته این پی بتونی نیز به سهم خود به زمین فشار میآورد، با جمع شدن آب و بالا آمدن سطح آب در پشت سد به صخره ها، فشار اضافی دیگر وارد میآورد تا اینکه بارانهای شدید که باعث پرشدن دریاچه پشت سد شده بود استقامت سد را درهم شکست وآنرا ویران کرد.

براثرفشار آب برپائین دیواره سد ، که هرلحظه هم برآن اضافه میشد در صخره های پشت سد شکافی ایجاد شد وآب با فشار زیاد به درون شکاف نفوذ کرده وسرانجام سدرا ازپی درهم کوبید. ابتدا قسمت چپ دیواره سد وپی بتونی آن به اندازه 11/2 متر به طرف دره حرکت کرد وسپس پی از دیوار جدا شد. بدنه قوس دار دیواره به طرف دره تغییر مکان داد ودر نتیجه شکافی بعرض 5/1 متر وبه عمق 8 متر بین صخره ودیواره بوجود آمد و48 میلیون متر مکعب آب سد بدره ریخت وشهر کوچک فرژوس را بکلی نابود کرد. دراین حادثه 480 نفرجان باخت. دربین عوامل مختلفی که با ایجاد عدم تعادل در شکست یک سد اثردارند خود آب نقش بسیار مرموزانه وخطرناکی دارد.

سدهای ذخیره کننده آب به هیچ وجه مثل وان حمام محکم وغیرقابل نفوذساخته نمیشوند و صخره ها هم گرچه ظاهراً خیلی سفت وسخت هستند وبنظر میرسد که عمر دایمی داشته باشند ولی به هیچ وجه از ماده وعنصریکدست بصورت یکپارچه وبدون درز ساخته نشده‌اند. به ویژه در کوهستانها، صخره ها براثر وجود عوامل و رویدادهایی یا ژئوفیزیکی درپوسته زمین همیشه تحت فشار هستند و بارها درمعرض انفجار وترک خوردن وشکاف برداشتن واقع شده اند.

دراعماق دریاچه پشت سد، آب با فشار زیاد دراین ترکها وشکافهای ریزودرشت نفوذ می کنند، مثلاً درعمق صد متری زمین این فشارمعادل (105نیوتون برمتر مربع) است وآب طبق قوانین هیدرولیک با این فشار بردیواره ترکها وشکافها- هرچند کوچک و ریز- نیرو وارد میکند.

فشار بار، به این معنا است که برهرمترمربع ازسطح دیواره ها شکاف نیروی حدود 100تن وارد میشود تادیواره ها را ازیکدیگر دورکند با نفوذ آب به شکافها ومنفذها صخره ها که تا آن موقع خشک بودند درساختمان طبیعی آنها تغییرات زیادی پدید می آید. علم زمین شناسی می تواند چگونگی این تغییرات را تاحدود زیادی، ولی نه با اطمینان صد درصدمحاسبه ومشخص کند. زیرا تجربه های کسب شده درگذشته ، همه جا قابل استفاده واجرا نیستند ودرحقیقت باید گفت که    (هر منطقه وهرسدی وضعی کاملاً منحصر بفرد واختصاصی دارد).

یکی ازمسائلی که همیشه باعث نگرانی سازندگان سدهاست طغیان ناگهانی رودخانه ها وهجوم سیلاب شدید بدریاچه پشت سد است که طبق آمار موجود درهرچند دهه یا چند قرن یک بار اتفاق می افتد.

البته سدها طوری ساخته شده اند که بتوانند درمقابل چنین پیش آمدهائی مقاومت بکنند. ولی اگر چنین هجومی درهمان زمان ساخت سد پیش آید، نه تأسیسات تخلیه اضطراری آماده کارند ونه تأسیسات موقتی ایجاد انحراف درمسیر آب به اندازه کافی وجود دارند.

درسال 1960 که یک سد به ارتفاع 45متر بروی رودخانه اوروس دربرزیل دردست ساختمان بود و در35 متر ازآنهم ساخته شده بود، فصل بارانهای منطقه‌ای شروع شد وسیلابهای جاری شده دردره‌های اطراف به منطقه سد رسید یک خاک ریزاضطراری به ارتفاع 5متر که با کارشبانه روزی بی‌وقفه ای ایجاد شده بود کفایت نکرد ودرفاصله 30 ساعت تمام موانع ایجاد شده برای مهار سیلاب از بین رفت، با هجوم 490 میلیون مترمکعب آب یک دهانه 200 متری دردیوار ناتمام سد بوجود آورد.

این مثال نشان می دهد که سازندگان سدهای بزرگ اگربخواهند مسائل غیرقابل محاسبه مثل طغیانها- سیلابهای بزرگ وغیرعادی، حتی احتمال یک بار درهزار سال را هم درنظر بگیرند با چه مسائل پیچیده ای روبرو خواهند بود وچگونه بازی با ارقام واعداد فرضی وخیالی ومحاسبه احتمالات، آنها را درخود غرق میکند زیرا مثلاً "میانگین" یک بار درچند صد سال ممکن است همین فردا واقعیت یابد و روی دهد و یا ممکن است که هیچگاه اتفاق نیفتد. تأسیسات اضطراری تخلیه سیلاب از ضروری ترین تأسیسات ایمنی در سدهاست زیرا این تأسیسات آبهای اضافی ناشی ازسیلابهای فصلی را قبل از آنکه به سد ضرری برسانند از پشت آن تخلیه ودور میکنند.

درهم شکستن سد سلا- زربینو درایتالیا :

سد سلا زربینو درسال 1925 درایتالیا که به کمک سد کمکی بریک زربینو ساخته شد ومقدار 18 میلیون متر مکعب آب را درپشت خود ذخیره می کرد در 13 اوت 1935 درهم شکست .دراین روز نزولات آسمانی به میزان غیرعادی وبسیار زیاد باعث جریان سیلاب شدید وطغیان رودخانه شد بطوریکه ارتفاع سرریز آب اضافی از بالای دیواره سدها به سه متر رسید وآبشار بسیار عظیمی بوجود آمد . سرانجام سد کمکی درمقابل فشار زیاد آب تاب مقاومت نیاورد و ویران شد. آب دریاچه مناطق اطراف را فرا گرفت و100 کشته از خود برجای گذاشت .

بارندگی شدید وهجوم سیلاب بیش از هرعامل دیگری سبب شکستن سدها شده است (35درصد موارد پیش آمده).

شکستن سد ساردو درآرژانتین :

درمنطقه سد پاردو درآرژانتین دریک روز به اندازه تمام بارندگی یکساله باران بارید وهجوم سیلاب سد را درهم شکست.

شکستن سد خاکی ماکا دو درهندوستان:

شکستن سدخاکی ماکادو درهندوستان بزرگترین فاجعه این نوع حادثه را درسالهای اخیربوجود آورد. 7/1 کیلومترازدیواره 1/4 کیلومتری سد بکلی ویران شد و101 میلیون متر مکعب آب به بیرون سرازیر گشت ومناطق اطراف خود را مانند طوفان نوح به نابودی کشید.دراین فاجعه 2500 نفرکشته شدند و حدود 110 میلیون مارک خسارت وارد آمد.

البته نباید فراموش شود که هریک از این حوادث دراصل،درحکم حادثه نادری است که با اتفاق  افتادنش یک پدیده غیر قابل تصورازنظر محاسبات انسانی ویک واقعه کم احتمال وغیرمنتظره ازنظر قوانین احتمالات، درلحظه ای چهره واقعیت بخود میگیرد وصد درصد ممکن می شود.

بعلاوه به تجربه ثابت شده است که سد های بنا شده دردره ها دربیشتر موارد بطور کامل وناگهانی نمیشکند، بلکه این کار بتدریج صورت میگیرد.زیرا هجوم سیلاب، معمولاً پس ازساعتها یا روزها بارندگی شدید درمنطقه آغازمیشود.

درسدهای مدرن ومجهز، دستگاههای دقیق وحساس هرتغییری درشکل وکار سد، چه درقوس دایره وچه درطول آن یاسایر موارد را به دقت وسرعت تعیین واعلام میکند.

به این جهت سدهای صخره ای ازنظرفنی بیش ازهرنوع سد دیگر تحت کنترل ومراقبت قراردارند، بطوریکه میتوان گفت هیچ بنای مسکونی پل یابرج به این اندازه تحت کنترل ومراقبت نیست. البته وجود منفذ و رخنه کوچک وظاهراً بی اهمیت در دیواره خود سد هم گاهی منجر به حادثه شکستن سد میشود.

وتاکنون مطابق آمار موجود 79 فقره ناشی ازرخنه ونفوذ آب ازدیواره سدبه ببیرون درسطح جهان اتفاق افتاده است،  البته این حادثه در سدهایی بوقوع پیوسته که دیواره آنها ازنظرارتفاع بیشتراز15 متر بوده است. این گونه منفذها ورخنه ها معمولاً درسدهای خاکی که دیواره آنها از ساروج یا از مخلوط‌های مشابهی از خاک رس و آهک است ساخته میشوند. منفذهای ریزی درآنها بوجود میآید که آب سد از آن مثل یک چشمه بیرون میآید، درسدهای کم ارتفاع که فشار آب زیاد نیست این مسئله چندان اشکالی بوجود نمیآورد؛ ولی درسدهای با ارتفاع زیاد که البته مصالح آنها قویتر ازساروج وامثال آن است با پیش آمدن چنین نقصی آب با فشار خیلی زیاد وارد منفذ میگردد، ابتدا ذرات ریز لبه های تیز وسپس قطعات درشت تر را از دیواره سد جدا میکند ومنفذ را بسرعت بزرگتر و وسیعتر میسازد. تا اینکه فشار آب، دیواره را یکباره درهم فرو می ریزد و در مورد سد تتون چنین بود.

درهم شکستن سد تتون درامریکا:

سد تتون به ارتفاع 93 متر وطول945متر درتاریخ 5ژوئن 1976بعلت پیدایش منفذهائی دردیواره سد، ذرات ریز عامل چسبندگی ملات مصرف شده  درساختمان سد با فشار آبهای خروجی شسته شد و آب ازاین منافذ بیرون راه پیدا کرد. فقط چند ساعت بعدازاین ماجرا دیواره سد درهم شکست و355 میلیون لیتر آب پشت سد به بیرون سرازیرشد.

نفوذ علاج ناپذیر آب به زمین زیر دریاچه سد که براثر فشارآب صورت می گیرد میتواندعامل بوجود آمدة تغییراتی درساختمان خود زمین منطقه دریاچه نیزبشود.حتی شواهد موجود است که تجمع آب دریک نقطه باعث زمین لرزه هم شده است.

این مسئله درمورد سد اوروویل درامریکا وسد هسینگ- فنک-کیوفنک درچین بطور عملی اثبات شده است. بسیاری از زمین شناسان چنین اظهارنظرمیکنند که پیدایش زمین لرزه دراثرنفوذ آب سدها به زمین پدیده مفید وسودمندی است؛ زیرا با بن کار کارکششها و تنشهای جمع شده درلایه های قشر جامد زمین درآن منطقه خنثی وبی اثر میشود. درغیراینصورت تنشها قویتر می شوند وزمین لرزه‌های شدیدتری پیش میآورند. متخصصان مرکز اطلاعات شکست سدها درتأئید مطلب بالا میتوانند این نکته رابه عنوان دلیل مثبت ارائه کنند که درطول تاریخ4000 ساله سد سازی حتی یک مورد هم پیش نیامده است که سدی براثر زمین لرزه ویران شده باشد.

البته حرکت زمین برای بعضی ازسدهای بزرگ اشکالات جزئی پیش آورده است،ولی نمیتوان گفت که هیچگاه به شکست سد منجرنشده است،حتی زمین لرزه شدید سال 1967که درمنطقه فریال (کوههای آلپ)که بیش ازهزاران کشته برجای گذاشت به سدهای بتونی زیادی که در دره های آن منطقه وجود داشت آسیبی نرساند.

سدی که بر دره ویونت درایتالیا بسته شده بود حادثه ببارآورد

نفوذآب به صخره های اطراف دریاچه سبب پیش‌آمدن حادثه بسیار باورنکردنی وشگفت انگیزشد.

سدی عامل فاجعه بود بدون اینکه بخود صدمه ای وارد شود.

این سد به ارتفاع 261 مترازسال 1956 تاسال 1960 بردره ویونت در ایتالیا ساخته شده است . در مرحله اول استفاده ازسد زمانی که ارتفاع آب به 170متر رسیده بود صخره های دامنه کوه سمت چپ دریاچه شروع به ریزش کرد، مطالعات زیادی درمورد زمین شناسی انجام گرفت ولی نتیجه بی‌خطر بودن این گونه ریزشها یا حرکت صخره ها را تأئید میکرد؛ با رسیدن ارتفاع آب به 180 متر حدود 700000 مترمکعب دیگر سنگ ازکوه کنده شد وبدریاچه ریخت، البته چنین ریزشها در ارتفاعات جبهه جنوب شرقی کوهستان آلپ امری عادی بود. متخصصان به این نتیجه رسیدند که پس از رسیدن ارتفاع آب 2235متری، خطر برطرف خواهد شد وظاهراً چنین هم شد.

تا ارتفاع 242 متری حوادث ناگواری پیش نیامد، ولی در روزنهم اکتبر1963 هنگامی که سطح آب به ارتفاع242 متری رسیده بودحرکتهائی درسنگهای دامنه کوه دیده شدکه دربعضی ازنقاط این جابجائی تا 420 سانتی متر می رسید.

درشب همان روز، درفاصله زمانی بسیار کوتاهی حدود20 ثانیه درمسافتی بطول 5/2 کیلومتر ازدیواره کوه که استحکام وسختی خود را براثر رطوبت ازدست داده بود یک باره 250 میلیون مترمکعب سنگ به دریاچه سرازیرشد وآب دریاچه را تا حدود زیادی بالا برد.

بطوریکه 30 میلیون متر مکعب آب اضافی دریاچه ناگهان بطرف دیواره سد هجوم آورد واز ارتفاع زیاد بصورت آبشار هولناکی ازبالای دیواره سد بدره تنگ وباریک ویونست فروریخت .

آب به ارتفاع حدود 45 متر پیچ وخمهای دره را پرکرد وپیش رفت. ازهجوم سیلاب عظیم که باشدت 150000 متر مکعب درثانیه درحرکت بود، منطقه بکلی نابود شد و از آن جز بیابانی پرازگل ولای چیزی برجای نماند. با اینکه پیشرفت علایمی ازوقوع چنین حادثه‌ای در دست بود، ولی تجربیات و مهارتهای متخصصان نتوانسته بود نتیجه بخش باشد. زیرا این تجربیات معمولاً درمحدوده چند مسئله مانند فشارآب- نفوذآب- میزان بارندگی وحرکت صخره ها وارتباط آنها با یکدیگر است.

شکستن سد سن فرانسیس درشهر لس آنجلس امریکا:

درتاریخچه شکست سدها تنها این سد، اولین سدی بود که بدون هیچگونه نشانه قبلی درهم شکست:

سد سن فرانسیس درشهرلس آنجلس امریکا (بادیواره4/63 متر ارتفاع وطول 213متر) که 47 میلیون متر مکعب آب درپشت خود ذخیره داشت.این سد آب مصرفی شهر لس آنجلس را تأمین می‌کرد.

درتاریخ 28مارس 1928 درحالیکه فقط 2سال ازشروع کار سد گذشته بود بطور کامل وناگهانی درهم شکست وسیلاب حاصل- همانند حادثه سد وریونست تا ارتفاع 38 متر دره تنگ سان فرانسیسکو را پرکرد.

امروز سدها ازابتدای شروع ومطالعه وطرح تا پایان کار ساخت و همچنین درطول مدت عمر خود هرلحظه تحت کنترلهای دقیق قرار دارند و دستگاههای دقیق اندازه گیری که روزبروز هم دقیق تر میشوند پیش آمدن هرگونه تغییرواشکال کوچک در وضعیت دیواره سد ومحیط اطراف را بی درنگ اعلام میکنند.

درحقیقت دقت محاسبه برنامه ‌ریزی‌ هایی که درزمینه طرح‌وساخت دستگاههای دقیقتر کنترل واعلام خطرشده است میتوان گفت که انسان درآینده، خواهد توانست قدرت خودرا دراین مورد بیشترسازد و به مرزهایی که تاکنون دست نیافته است دست یابد.

بزرگترین رودخانه جهان :

رودخانه آمازون بزرگترین رودخانه دنیا است که در هرثانیه یکصد هزار لیتر مکعب آب از آن عبور میکند ودومین رودخانه جهان رود کنگرات درناحیه استوا درثانیه 80 هزار لیتر آب ارآن عبور میکند.

خفگی در آب :

غرق شدن بعلت فرو رفتن کامل مجاری تنفسی درآب یا مایع دیگر صورت میگیرد، غرق شدگان معمولاً به دوعلت می میرند:یکی خفگی (کمبود اکسیژن) ودیگری عوارضی که بعداً ایجاد شده و مربوط به وارد شدن آب به ریه هاست. کمبود اکسیژن خیلی زود به بیهوشی، توقف قلب وخرابی نسج مغز منجر میگردد. مدتی که انسان میتواند درآب بماند تا خفه شود دراشخاص مختلف متفاوت است مثلاً یک نفر غریق، اگر درآب دست وپا بزند وهوائی که در ریه ها دارد خارج کند، پس ازسه دقیقه خواهد مرد. درصورتی که اگرهنگام غرق شدن سنکوب کرده وبیهوش شده باشد بطوریکه در حرکات تنفسی او وقفه حاصل شده باشد وضربان قلب آهسته شود ممکنست مدتی طولانی درمقابل مرگ مقاومت نماید.

باید دانست که عمل قلب تا چندی پس از قطع کارتنفس ادامه دارد، بنابراین حتی پس از چند ساعت ادامه تنفس مصنوعی، ممکن است شخص غرق شده نجات پیدا کند.اگرکمک دهنده تنهاست باید تمامی سعی خود را درمصرف تنفس مصنوعی کند، ولی اگر شخص دیگری هم وجود دارد باید اورا برای طلبیدن پزشک بفرستد؛ درضمن پتو زیرانداز، کیف آب گرم تهیه کرده ومقامات قانونی را نیز در جریان امر بگذارد.

برای نجات مغروق نباید حتی لحظه ای را تلف کرد وبه اقدامات زیر پرداخت:

1- ابتدا سراورا پائین برده به یک طرف برمیگردانیم ویک دستش را زیر سرش میگذاریم واگرجای سراشیبی است سر اورا درقسمت پائین تر میگذاریم.

2- دودست خود را حلقه وار به زیرشکمش برده، او را از روی زمین بلند میکنیم وفشار میدهیم تا آب از ریتین او به خارج بریزد یا اورا طوری روی زانوان خود قرار می دهیم که به شش های او فشار آمده وآب آنها خالی شود. چنانچه مغروق کودک باشد مچ پاهای اورا گرفته واورا وارونه نگهمیداریم.

3- دهان مغروق را کاملاً پاک کرده، اگر لجن یا خزه یا علفی درحلق اوست خارج میکنیم؛ دندان مصنوعی او را بیرون آورده ودهانش را کاملاً تمیز میکنیم.

4- نبض اورا درناحیه گردن می گیریم تا مطمئن شویم جریان خون برقرار است یا خیر، در صورت عدم لمس نبض، ماساژ خارجی قلب را با تنفس مصنوعی توأم میکنیم.

5- تنفس مصنوعی را شروع میکنیم و درهر دقیقه حدود 15 بار تنفس میدهیم تا تعداد آن برابر تنفس طبیعی باشد . تایک ربع پس از پیدایش تنفس طبیعی نباید تنفس مصنوعی را قطع کرد.

6- اگرکمک دهنده دیگری را دراختیار دارید، لباسهای خیس مغروق را بیرون آورده ولباس خشک به او بپوشانید.

7- بدن بیمار را گرم نگهدارید تا از شوک که درنتیجه ترس وحشت بیمار ایجاد شده است جلوگیری بشود.

8- موقعی که بیمار به هوش آمد نوشیدنی گرم وشیرین به او بدهید، درضمن به او اجازه نشستن ندهید.

2- اصول نجات در حوادث کوهستان

بهمن:

بهمن چیست ؟

فرو ریختن توده عظیمی از برف بطور ناگهانی از ارتفاعات کوهستان به پائین را بهمن میگویند.

شکل گیری بهمن:

درکوهستان گاهی پس از بارش برف، قسمتهائی از کوهستان پوشیده ازبرف میشود. شاید ارتفاع برف به حدود40سانتیمتر یا بیشتر برسد؛ دراینموقع بارش برف قطع میشود وتابش آفتاب جاهای آفتابگیر را سیقل میدهد. به این عبارت، سراشیبی های تند یا سینه کش های کوه که بیشتر درمعرض تابش آفتاب، است برف را ازناحیه سطح روئی تقریباً ذوب وپس از پایان تابش آفتاب، بلافاصله برفهای آب افتاده تبدیل به یخ میگردد بطوریکه سیقل بودن برف و یا یخ زدگی آن در روز بعد، چشم را در اثر انعکاس نور آفتاب آزار میدهد. دراینجا باتوجه به سیقل بودن وسراشیبی شدید، زمینه برای پیدایش یک نوع بهمن بوجود می آید . لازم است برف دیگری ببارد ویا جهت وزش باد طوری باشد که همزمان با بارندگی، برفهای مناطق دیگر را نیزبه این سمت سوق دهد،وگاهی هم چنین میشود. درچنین حالت بهمن ایجادمیشود وبرخی قسمتی ازسراشیبی تند کوهستان پوشیده ازچمن است وهیچگونه مانعی امثال درخت وسنگ های بزرگ وپستی وبلندی درآن ناحیه پیدا نمیشود.

یک چنین مکانی زمینه را برای بوجود آمدن بهمن مساعد خواهد کرد. دراینگونه مناطق، بهمن طوری تشکیل خواهد شد، که در بالابه آن اشاره شده فقط با این تفاوت که دراینجا لزومی به تابش آفتاب نیست ولغزندگی لازمه در بهمن را چمنها تشکیل خواهند داد.

نوع دیگری ازمناطق کوهستانی عبارت میشود از سراشیب های تندسنگی(سنگهای سیقلی)  که میتواند بوجود آورنده بهمن باشد، یعنی تندی شیب وسیقل بودن زیربرف موجب لغزش یا حرکت بهمن میشود. متذکر میگرددگاهی طول شیب اگر20 مترهم باشد بهمن سرازیرخواهد شد. گاهی وجود چشمه های آب درسراشیبی های تند کوهستان باعث میشود برفهای انباشته شده درسراشیبها از ناحیه زیرخالی بشود یا اینکه حرارت حاصله از آب محل، اتصال برف وکوه را قطع کند وبدیهی است وقوع سقوط بهمن حتمی خواهد بود. یادآوری میشود پس ازقطع بارندگی به محل پوشیده از برف، آفتاب میتابد وبرفهای سبک وپودری راتبدیل به برف سنگین ویک تخته مینماید وحرکت بهمن دراین هنگام است.

مکانهایی که درآنجا هرچقدر هم برف بروی هم انباشته شود بهمن سرازیرنخواهد شد عبارتنداز:

1- زمینهایی که ازسنگهای سوزنی تشکیل شده باشد.

2- زمینهای گل آلود

3- شیبهایی که درآنها موانع طبیعی امثال درخت وسنگهای بزرگ و پستی و بلندیها باشد.

سراشیبی هایی که ازآنها بهمن سرازیر میشود:

1- ازشیب های 23 درجه الی 28 درجه، بهمن با بوجود آمدن امواج صوتی و رد شدن حیوانات سرازیر میشود.

2- از شیب های 28 درجه الی بالاتر، بدون عامل خارجی یعنی امواج صوتی وغیره، بهمن می‌ریزد ولی قطر برف در ریختن ونریختن بهمن موثر است.

3- شیب های بالاتراز50 درجه، اگرقطربرف دراین مکان 5 سانتیمتر هم باشد فروریختن بهمن حتمی است .

شیب ها درکوهستان به سه نوع عمده تقسیم میشوند :

1- شیب های خفته (گود) این شیب ها معمولاً از 10 الی 25 درجه است وخطر کمتری دارد.

2- شیب های متوسط (برجسته) این شیب ها درزمستان خطر ریزش بهمن درآنها فراوان است، زیرا دراین شیب ها، جاهایی که خط شیب عوض میشود تعادل توده برف دراین قسمتها بهم میخورد؛ با لغزیدن طبقات زیرین طبقات بالائی نیزفرو می ریزد.

3- شیب های تند(بریده)، شیب تند معمولاً به شیبهایی میگویند که بالاترازْ30 درجه باشند وگاهی بریده وسنگی، معمولاً از45درجه به بالا وسنگی است که قسمتهای 60درجه دیواره است وبرف اصلاً روی آن نمی ماند واین شیب ها خطرناکترین نوع درفصل زمستان می باشند زیرا درهیچ قسمت این ناحیه، برف دارای تکیه گاه نیست وبا کوچکترین انگیزه (عامل خارجی طبیعی و غیرطبیعی) فرومی ریزد دراین شیبها بهمنی که سرازیرمیشود هرچه سرراه خود باشد با خود می‌برد و در چنین بهمن هایی اگرانسان حتی یک قسمت ازبدنش گیرکند خرد میشود، زیرا این بهمن دارای سرعت وقدرت بسیار زیادی است.

بنابراین داشتن دید روشن ازبهمن وازخطرات آن، لازم است که حداقل نسبت به خصوصیات برف اطلاعاتی داشته باشیم. بنابراین مطالب را چنین جمع بندی می کنیم .

(درمورد تشکیل بهمن):

1- جابجائی برف بوسیله باد

2- تجمع برف روی شیبهای تند پشت به باد

3- شکل خفته ایی  بهمن بوسیله باد

4- فروکش کردن سطح برف

5- تفاوت سطوح برف ویخ زدن لایه فوقانی برف

بنابراین با توجه به شرح فوق که درآن به پیشنهادها اشاره شد با دقت به نکات زیرآنهارا مجدداً مورد توجه قرار میدهیم:

1- درجه شیب

2- یکنواخت بودن شیب

3- مناطق مسطح شیب

4- وضع قرارگرفتن تخته سنگها وضخامت آن وجنس سنگها

5- وضع خاک شیب وپوشش گیاهی زیربرف

کولاک زده گان :

اشخاصی که درکولاک برف گیر میکنند درجایی که ازنجات خود ازمهلکه قطع امید کردند مطابق نظریات کارشناسان، درهرساعت حدود نیم لیتر، آب بدنشان بصورت تعریق کم میشود. هرمقدار نگرانی آنها ازعدم نجات زیاد باشد مقدار عرق بدن آنها زیادتر خواهد شد.

تماس کولاک زده با آهن آلات :

کولاک زده، درجایی که به آهن آلات تکیه داده باشد گرمای بدن آن به فلز تخلیه خواهد شد، این تخلیه تازمانی ادامه پیدا میکند که گرمای آهن مساوی گرمای بدن کولاک زده باشد.

سردترین نقطه جهان :

بموجب آماری که ازطرف مرکز هواشناسی بین المللی منتشر شده، سردترین ناحیه جهان قطب جنوب است که درجه حرارت متوسط آن در زمستان به62درجه سانتیگراد زیر صفر است و در تابستان هرگز از 18درجه سانتیگراد بالاترثبت نشده است.

2- حیوانات موذی

تفکرعمومی راجع به خزندگان :گروهی ازمردم نسبت به خزندگان علاقه وکنجکاوی خاصی توأم با ترس دارند.

درسوابق آتش نشانی، تهران صیدمارهای مشاهده شده درسطح شهرازدیر باز وجود دارد که برابرآمارهای موجود این دست حوادث رو به رشد دارد. خصوصاً درفصول خاصی بنا به تحقیقات، موضوع فوق بدلیل عدم شناسایی دقیق وعلمی مارها و وجود وحشت ازسمی بودن آنها موجب گریز مردم از شناخت ازاین خزندگان میگردد. علی رغم هراس مردم نسبت به این خزندگان گروه عمده ای ازاین خزندگان سمی نمیباشند وبا کمی دقت میتوان مارهای سمی را ازنوع غیرسمی تشخیص داد. که شناخت مارها موجب کاهش تلفات وترس وبالا رفتن اثر کمکهای اولیه خواهد گردید.

شناسایی مارها درصورتی میسراست که بتوان مشخصات ظاهری آنها را دقیقاً مشاهده کرد. زیرا مارها به محض آنکه انسانی را می بینندغالباً دچاروحشت می شوند وبا حرکتی سریع به پناهگاهی خزیده و مخفی میشوند. البته مارهایی هستند که حالت غیرطبیعی پیدا کرده وباحرکات وصداهای مخصوصی که اصطلاحاً فش فش یا هیس هیس مار میگویند (این صداها درنتیجه ذخیره کردن هوا درششها و خارج کردن آن با فشار ایجاد میشود) وایجاد ترس میکنند که درنتیجه برای دفاع ازجان خود به گزیدن طرف مقابل مبادرت می‌ورزند.

نحوه گزش مارهای سمی:

اغلب مارها موقعی که بترسند برای دفاع از خود، حمله کرده وبوسیله دندان سمی یا فنگ fang سم خود را به شکار تزریق می کنند. چگونگی تزریق سم به شکار، بستگی به طرز قرارگرفتن استخوان سردارد که در انواع مختلف مارها متفاوت است. مقدار کشندگی سم مار برای انسان متغیر است و بستگی به میزان ترشح سم ونوع وجثه مار وهمچنین خواص سمی آن دارد. معمولاً مارهای غیرسمی سهم بیشتری در بوجود آوردن حوادث مارگزیدگی دارند.چون تشخیص این گزشها اغلب مشکل است. بنابراین به چند نکته بایدتوجه کرد.گزش افعیها که درایران زندگی میکنند و در بیشتر مناطق مشاهده شده اند موجب یک یا دو سوراخ درمحل زخم میشوند و عمق سوراخ بستگی به جثه ماروشرایط گزش دارد. اما درگزش مارهای کبرا که درخوزستان ایران زندگی می کنند درهنگام گزش دو سوراخ کوچک درمحل زخم دیده میشود. ولی در گزش مارهای دریایی که درخلیج فارس زندگی میکنند درهنگام گزش چندین سوراخ درمحل زخم مشاهده میشود. با اینکه اغلب مارهای ایرانی غیرسمی هستند وگزش بسیاری از آنها کشنده نمی باشد وچه بسا عده زیادی ازمارگزیده ها ازشدت ترس نیمه جان میشوند ویا جان خود را ازدست میدهند.

شناخت مارهای ایرانی

بطورکلی از نظر اکولوژی قریب سه چهارم سطح ایران نیمه خشک تا خشک محسوب میشود که شامل کوهستانهایی باگیاهان کم وپراکنده واستپهای خشک وبیابان است. این مناطق خشک وسیع، بخشی از یک کمربند بیابان بزرگ را تشکیل میدهند که ازصحرای آفریقا شروع می شوند و تا آسیای مرکزی ادامه پیدا می کند و در نتیجه مارها دربخش وسیعی از ایران یافت میشوند. ازبین این گونه ها میتوان از افعی یا گرزه مار- مارجعفری- مارشاخدار- کبرا- یله مار- تیرمار- طلحه مار- آلوسر- افعی پلنگی- کورمار- مارشتری- مار درفش وکوتوله مار نام برد. مجموعاً درایران بیش از 21 گونه مار سمی و نیمه سمی و35 گونه مار غیرسمی وبیش از پنج گونه مار دریایی درایران وجود دارند.

نحوه شناسایی مارهای غیرسمی وسمی از روی سرودندانها درایران :

چهارگروه مارسمی بشرح زیر وجود دارد که ممکن است گزش آنها عوارض نامطلوبی ببارآورد:

1- گروه افعیها به 10 گونه خطرناک.

2- گروه مارهای کبرا به2گونه خطرناک.

3- گروه مارهای دریایی با5گونه.

4- گروه مارهای نیمه سمی به8 گونه.

وضع ظاهری مارهای سمی ایران بطورکلی چنین است: حفره ای بین چشم وبینی دارند، مردمک چشم عمودی یا بیضی است، شکل سرمثلثی است واز پولکهای کوچک کوچک پوشیده شده، که ممکن است این پولکها قرینه هم باشند یا نباشند؛ طول آنها تا اندازه ای کوتاه و بدنی ضخیم دارند ودر تحرک وحرکت قدری تنبل هستند. فاصله مقعد تا انتهای دم درمارهای نرکوتاه است، درحالیکه این فاصله درجنس ماده بلندترمی باشد.شکل سرآنها مثلثی است که از پولکهای ریزپوشیده شده، مردمک چشم عمودی ودمشان کوتاه وگردن کاملاً مشخص میباشد که بهنگام حرکت به پهلو میخزند. ضمناً افعی ها زنده زا هستند. در این خانواده که در اکثر نقاط ایران یافت میشوند نیش دندان تیز وبلند به سمت عقب متمایل است وموقع گزش احتیاج به گاز گرفتن ندارند وبا فروبردن نیش میتوانند سم خودرا به شکار تزریق کنند.تمام گونه های این خانواده سمی وخطرناک هستند.گزش این مارها باعث تحریک نسوج زیرجلدی وخونریزی می شوند که نتیجه آن از کار افتادن قلب ومرگ است.

مارهای کبرا و کفچه مارها از خانواده آلاپیده وتخم گذار هستند.سر در امتداد بدن قرار دارد وگاهی گردن مشخص نیست، مردمک چشم گرد یا بیضی است، نیش دندانها منحنی میباشد و برای انتقال سم به شکار باید آن را گاز بگیرد تا دوفنگ بالایی وپائینی به هم متصل شوند. سم این مارها خطرناک است وعوارض عصبی ازقبیل فلج قسمت تکلم، سرگیجه وفلج قسمت محرک ماهیچه ها را به همراه دارد که سرانجام مسموم را دراثر خفگی یا فلج دستگاه تنفسی تلف میکند.

مارهای نیمه سمی حرکتی سریع دارند وازنظرشکل ظاهری کم وبیش شبیه خانواده کبراها هستند، ولی دندانهای سمی آنها درقسمت خلفی دهانشان قرار دارد وبندرت گزش آنها باعث مرگ میشود. مانند طلحه مار- تیرمار- یله مار هستند. علایم بالینی گزش این نوع مار به درستی روشن نیست وکم و بیش شبیه گزش مارهای خانواده کبرا است. رنگ بدن آنها روشن است وبدنی بلند وحرکات سریع دارند که بایک حرکت میگزند.

مارهای دریایی سری کوچک درامتداد بدن دارند ودم پهنشان به آنها کمک میکند که بتوانند به راحتی درآب حرکت کنند. گزش این مارها باعث اختلالاتی درماهیچه ها میشودکه ماهیچه ها قفل میشوند. شایان ذکراست که قدرت کشندگی سم مارهای دریایی به مراتب بیشترازمارهای خشکی است.

مجموعاً شناخت مارها از روی دندانهای آنها ساده ترین راه برای شناسایی است.

شناسایی سم مارهای ایرانی :

بطورکلی آثار مسمومیت با سم ماربه دوگروه موضعی وسیستمیک تقسیم میشود که عبارت است از ورم موضعی، نگروز بافت، تاول وغیره میباشد. ازآثار مسمومیت میتوان از مسمومیت عصبی، مسمومیت خونی،مسمومیت عضلانی ومسمومیتهای نادری چون قلبی کلیوی نام برد. اصولاً زهر افعی ها خون گرا یا موثر درخون هستند و زهرکبراها عصب گرا یا موثردراعصاب و زهر مارهای دریایی ماهیچه گرا یا موثر در ماهیچه ها هستند.

پیشگیری وکمکهای اولیه مارگزیدگی :

درمناطق کوهستانی وبیابانی با پوشیدن کفش مناسب ومحفوظ داشتن ساق پا هنگام گردش که احتمال وجود مار دارد، خطری متوجه کسی نخواهد بود. ضمناً باید توجه داشت که با کاهش موشها که غذای مارها میباشند، جلوی مهاجرت مارها را گرفت.

نگهداری شاهین، جغد، باز و طاووس در مزارع، باعث ازبین رفتن مارها میگردد. سمپاشی با حشره کشهای قوی ومتوسط مانند اسید فنیک، مارها را میکشد وهمچنین در موقع مشاهده مار به جای فرار کردن یا ترسیدن ونگران بودن میتوان با چوب و یا عصایی تقریباً به طول یک متر مار را ازسر راه خود دور کرد. اما اگر فرار چاره منحصر بفرد تشخیص داده شود باید بطور زیگزاک یا مارپیچ انجام شود تا جهت حرکت مار دچاراختلال گردد. با مختصر علاقه وکمی مطالعه میتوان مارهای سمی وغیرسمی را ازهم تشخیص داد و درمواقع حادثه خطر را به حداقل رسانید.

تشخیص مار گزیدگی :

اصولاً دست یا پا بیشتر درمعرض گزش مار قرار دارند. چنانچه تصادفاً سرخ رگها یا سیاه رگها مورد حمله مارسمی قرارگیرد وسم به مقدار کافی وارد خون شود، غالباً مرگ بایک تشنج سریع درطی چند دقیقه فرا میرسد. بطور کلی مسمومیت با زهرمار یک حالت اورژانسی دارد که مستلزم مراقبت فوری وداشتن تجربه کافی درتشخیص ودرمان است وتأخیر درامداد ودرمان ناقص چه بسا عواقب وخیمی ببار خواهد آورد.

گزش افعی ها:

معمولاً سم این مارها درخون موثر میباشند، بطوریکه بعد ازگزش، ادرارخونی  یا هموگلوبینوری وبعد عدم انعقاد خون ظاهر میشود. گزش افعی ها غالباً همراه با تورم شدید وعلایم خونریزی موضعی و ظهوردانه های قرمز وچسبندگی خون دریکی دو ساعت اول است و اگر بکار بستن گارو یا طناب بعنوان کمکهای اولیه باشد، این علایم چهار تا پنج ساعت به تأخیر می افتد.

گزش مار کبرا:

سستی وخواب آلودگی وفلج حلق ازعلایم مسموم شدن به سم این مارمی باشد، خونریزی وعدم انعقاد خون مشهود است. معمولاً نشانیهای یاد شده درمدتی کمتر ازیکساعت ظاهر می شود و به سرعت پیشرفت می کند به نحوی که سستی و اختلال دستگاه تنفسی و احیاناً شوک قلبی را به همراه دارد، ولی اگر گارو یا طناب را بعنوان کمکهای اولیه استفاده شود این نشانیها ده ساعت بعد ظاهر می گردد.

گزش مارهای دریایی:

گزش مارهای دریایی همراه با پیدایش خون در ادرار در یکی دوساعت اول بوده، بعد سستی واختلال تنفسی ظاهر میشود؛ دردهای عضلانی وخونریزی داخل عضله از علایم اختصاصی محسوب می گردد.

کمکهای اولیه در مارگزیدگی:

کمکهای نخستین میبایستی سریع، ساده، عملی وسودمند باشند. بمنظور جلوگیری از نفوذ سم درسایر اندامها، باید بلافاصله بالای محل گزش را با نخ مناسب یا نوار پارچه ای (بطوریکه مانع جریان خون سرخرگ نشود) ببندید وبه فاصله هرده دقیقه این بست یا گارو را به مدت نود ثانیه باز نموده تا جریان عادی خون برقرار گردد واین عمل را تاموقعی که سرم درمانی مناسب تزریق نشده است تکرار کنید وگارو را به سطح مقطع آنقدر محکم ببندید که تنها عروق لنفاوی را مسدود کند وسیاهرگهای ناحیه نیز بند آمده، تا احتمالاً ازحرکت زهرها نیز جلوگیری بعمل آید.

اقدامات کلی درمورد مارگزیدگی :

پس ازگزش مار وبروز علایم مسمومیت، اعمال زیر برای درمان بیمار باید انجام شود:

1- جلوگیری از نفوذ وجذب باقیمانده سم .

2- خارج کردن سم از محل گزش .

3- خنثی کردن سم .

4- تسکین عوارض سم .

5- جلوگیری ازعفونتهای ثانوی .

در درمان مارگزیدگی چند موضوع مورد توجه میباشد: آیا مارسمی بوده یاخیر؟ اگرمارسمی است تا چه اندازه باعث مسمومیت میشود؟ آیا کمکهای اولیه بموقع وباروش صحیحی انجام گرفته یا اصلاً در این مورد هیچگونه اقدامی صورت نگرفته است ؟ تا تشخیص نوع، مصدوم باید دراستراحت باقی بماند، اگر مار غیرسمی باشد بایستی محل گزش ضدعفونی وپانسمان شود و به پزشک مراجعه شود. باید عضو مصدوم را  به سمت پایین قلب بی حرکت قرار داد.

 اگرگزش درناحیه بدن باشد ببیمارباید نشسته یا خوابیده استراحت کند وچنانچه بیمار درحال شوک بود باید به پشت خوابانید، بطوریکه سرش پایینتر از بدنش قرارگیرد. باید بیمار را درمحلی که به اندازه کافی هوا جریان داشته باشد گرم وبی حرکت و در استراحت کامل قرارداد و از بیان شرح حادثه خودداری کرد که باعث هیجان فرد نشود.

ممکن است به بیمار آب، چای، قهوه وشیر داده شود، ولی باید ازخورانیدن هرگونه موادالکلی به بیمار خودداری شود. حتماً باید درد را کنترل نمود و برای این منظور ممکن است از سالیسیلات وکودیین استفاده شود. در مواردی که بیمار هوشیار نیست یا اختلال تنفسی دارد نباید ازمرفین استفاده گردد و درصورت لزوم اکسیژن بکار رود، مجاری تنفسی را تمیز ومرتب وگاهی از تنفس مصنوعی استفاده کرد.

بیشترین مارگزیدگی درایران به ترتیب نوع مارها:

1- مار جعفری 2- مارافعی یا گرزه مار  3- مار شاخدار  4- کفچه مار میباشد که ازانواع دیگربیشتراست ومیزان کشندگی سم هرکدام به ترتیب زیر میباشد:

1- مار کبرا        2- مار افعی        3- مار جعفری        4- مار شاخدار.

سرم مارگزیدگی :

سرم مارگزیدگی به موادی اطلاق میشود که خاصیت خنثی کننده سم مار را داشته باشد. سرمهای موجود در بازار ایران ساخت انستیتو رازی است. آمپول حاوی سرم پلی والان آنتی ونوم همراه با دستورالعمل وتاریخ مصرف عرضه میشود. این سرم برضد شش نوع مار افعی (گرزه مار، مار شاخدار، مار جعفری، افعی دماوندی، افعی زنجانی، افعی قفقازی) و یک نوع کبرای ایران بنام کفچه مار وجود دارد. سرمهای مونو والان تنها برای زهر مار کبرا بکار میرود وهردو این سرم را میتوان در انیستیتو رازی پیداکرد. این سرمها را باید درجای مناسب بین دو تا ده درجه سانتی گراد نگهداری کرد وهمیشه باید شفافیت خود را حفظ کند.

مقدارتجویز سرم مارگزیدگی به یک بیمار بستگی به قدرت خنثی کننده سم، نوع ومیزان سم هر مار و علایم بالینی بیمار دارد.

فصل3- توانایی عملیات با گره ها وطناب ها

3-1- شناخت انواع طناب وکاربرد و نگهداری آنها

یکی ازابزارهایی که امروزه درعملیات امداد، نجات واطفاء حریق درسازمانهای آتش نشانی دنیا مورد استفاده فراوان قرارمی گیرند طنابها می باشد. دانستن نوع، جنس طناب ونحوه کاربرد و نگهداری بهینه ازآنها درتثبیت عمرمفید طناب واستفاده موثر، کمک شایانی به ما می نماید. ازجمله کاربردهایی که نیروی آتش نشانی ازطناب جهت امرنجات انسانها واطفاء حریق می نماید می توان به استفاده طناب در نردبانها برای حمل مصدوم ، درعملیات چاه، عملیات در کوهستان (نجات و کوهنوردی)، حمل تجهیزات، مهار اشیاء وبسیاری موارد دیگر اشاره کرد. درذیل به تعدادی از گره ها که کاربرد بیشتری در آتش نشانی دارند وهمچنین نکاتی درجهت حفظ ونگهداری از طنابها اشاره میگردد.

تعریف طناب:

حاصل تابیدن وپیچش تعدادی زیادی الیاف با مواد اولیه گوناگون به یکدیگر می باشد، درنتیجه آن یک رشته مقاوم وطویل بوجود می آید که در مصارف مختلف بکارگرفته می شود؛ از جمله : مصارف خانگی ، مصارف تولیدی (مانند بند کفش و...)، بستن، مهار وحمل اشیاء وتجهیزات ، عملیات چاه، کوهنوردی وبسیاری موارد دیگر که بستگی به نوع کاربرد در اندازه های (قطر،طول) مختلف تولید می گردد.

انواع طناب عبارتند از:

1) طنابهای الیافی: (الف: مصنوعی: پلاستیکی ، نایلونی و...  ب: طبیعی: کنفی، ابریشمی و...)

2) طنابهای سیمی: فولادی ، برنزی و...

3) ترکیبی از هردو

3-2- شناخت انواع گره وکاربرد آنها

مشخصات یک گره خوب :

یک گره خوب دارای ویژگی هایی به شرح ذیل می باشد :

1- کاربردی مناسب با آنچه که انتظار می رود ، داشته باشد.

2- به راحتی گره زده شود.

3- به طناب صدمه وارد نسازد.

4- به راحتی باز شود.

5- بدون خطر بوده وخود بخود بازنشود.

با مشخص شدن ویژگیهای یک گره استاندارد وصحیح باید این نکته را درنظرگرفت که برروی طناب نباید بیش از گره های موردنظر،گره های اضافی بزنیم، چراکه هرگره‌ای درقسمتی ازطناب زده شود، از قدرت طناب به میزان 25 الی60 درصد درمحلی که گره زده شده است ، کاهش می یابد.

باتوجه به این موضوع ، درهنگامی که چیزی را می کشیم باید به گره های طناب توجه کافی بنمائیم . تعدادگره ها بسیار زیادمی باشد وهرکدام از آنها کاربرد متفاوتی دارد ولی آنچه که مهم است ، کاربرد مناسب هریک ازآنها می باشد . بطوری که یک گره نامناسب ممکن است باعث مرگ ویا جراحت کسی شود .

اجزا گره :

هرگره ازاجزائی تشکیل شده است ، هنگامیکه این اجزاء بصورت منظم ومعقول در کنار یکدیگر قرار گرفتند ، تشکیل یک گره را می دهد . این اجزاء در ( شکل زیر) نشان داده شده است .

(شکل 1) اجزاء گره (1) قوس: (2) حلقه از رو : (3) نیم خفت : (4) پیچ : (5) حلقه از زیر .

تقسیمات گره :

گره ها عموماً به سه گروه تقسیم می شوند :

1- گره هایی که بوسیله یک طناب بر روی خودش بسته می شود،مانندگره خفت وگره هشت .

2- گره هایی که برای بستن دو طناب به یکدیگر استفاده می شود، مانند: گره ماهیگیر.

3- گره هایی که به منظور بستن یک طناب به شیئی مورد استفاده قرار می گیرد. مانند : گره شکافدار.

1- گره خفت :

گره خفت ساده ترین وابتدایی ترین گره می باشد. در این گره ابتدا سرطناب را بادست چپ وطناب را بادست راست می گیریم. بعد سرطناب را به فاصله 20 سانتیمتر بر روی طناب گذاشته، تا یک حلقه از رو تشکیل گردد، سپس محل اتصال سرطناب با طناب را بادست راست گرفته ودست چپ را وارد قوس کرده، تا سرطناب راگرفته واز قوس خارج سازد. درانتها هر دو دست که طناب وسرطناب راگرفته اند ، ازهم دورمی کنیم تا گره خفت تشکیل گردد.

ازاین گره برای مشخص کردن لوله های پاره وسوراخ استفاده می گردد.

همچنین وقتی که بخواهیم طناب از داخل سوراخی خارج نگردد ، این گره مفید خواهد بود. ازاین گره  به عنوان گره ضامن نیز استفاده می شود.

(گره خفت )

2-گره هشت :

گره هشت که درشکل زیر نشان داده شده است، دراکثرمواقع می تواند بجای گره خفت بکار رود. این گره با قراردادن سرطناب بر روی طناب ، بطوری که یک حلقه از روتشکیل دهد، آغاز
می گردد. سپس سرطناب را یکبار بر روی طناب گردانده وبعد از بالا وارد قوس ایجاد شده می‌نمائیم . سرانجام سرطناب را از زیرقوس گرفته ، هردودست را ازهم دور می سازیم تا گره شکل خود را بازیابد. چون این گره بشکل هشت لاتین است ، به این اسم معروف است از این گره برای بستن سرطناب وجلوگیری از عبور طناب از سوراخهای ایجاد شده بر روی اشیاء استفاده می گردد.

( گره هشت)

3- گره مربع

گره مربع یکی ازمفید ترین گره ها می باشد. ازاین گره برای گره زدن دو طناب که دارای قطر برابر باشند، استفاده می گردد. این گره همانطور که در شکل نشان داده شده است به این صورت است که در ابتدا دوسرطناب را با دو دست گرفته وآنها را روی یکدیگر قرار می دهیم ، سپس یکی را بر روی دیگری می چرخانیم ؛ دوباره دوسرطناب را روی یکدیگر قرار می دهیم به نحوی که طنابی که از زیرآمده بود، دوباره درزیرقرارگیرد وبعد یکی را بر روی دیگری می چرخانیم؛ درانتها دوسر طناب را می کشیم تا گره جمع شود. اگراین گره را بصورت دیگری گره بزنیم  با کشیدن دو طرف طناب، گره از هم بازمی شود؛ یا بنحوی سفت می شود که بازکردن آن مشکل می باشد. دراین گره اگر دوسرطناب درامتداد طناب نباشد، نشانگر این است که این گره درست بسته نشده است.

( روش گره زدن گره مربع)

4- گره ماهیگیر

گره ماهیگیر را می توان بجای گره مربع برای گره زدن دوطناب هم قطر بکار برد.این گره همانطور که در شکل  نشان داده شده است به این صورت انجام می شود که بوسیله دوسرطناب دو گره خفت می زنیم به نحوی که هرطناب داخل قوس خفت دیگری باشد سپس دوطناب را درخلاف جهت کشیده تا دوگره خفت بهم نزدیک شوند. این گره همانند گره های دیگر، درصورتی که زیاد کشیده شود یا مدت زیادی بسته باشد، زیاد سفت نمی شود که برای بازکردن آن دچار مشکل گردیم.

( روش گره زدن گره ماهیگیر، هریک از گره های خفت را محکم کرده، سپس هر دوگره را به هم نزدیک می کنیم.)

5- گره نساج

زمانی که بخواهیم دو طناب که دارای قطرهای مساوی نمی باشند گره بزنیم بهترین گره، گره نساج خواهد بود.این گره همانطورکه درشکل هویدا است، به دوصورت یک دور ودو دور زده میشود. درهنگام گره زدن این گره همانند گره، مربع دریک زمان ازهردوسرطناب استفاده نمی شود، بلکه در ابتدا بوسیله طناب ضخیم تر، یک قوس ایجاد می‌شود و با دست دیگرطناب نازکتررا از زیر وارد قوس طناب ضخیم تر کرده وسپس یکبار دور طناب ضخیم گشته ، آنرا از زیر طناب نازکتر رد می کنیم . سپس دو طناب نازکتر وضخیم تر را درجهت مخالف می کشیم تا شکل خود را بدست آورد.

گره نساج دو دور، همانند نساج یک  دور می باشد. با این تفاوت که بجای اینکه طناب نازکتریک دور، بدور طناب ضخیمتر بگردد، دو دور، بدور آن می گردد.

( گره نساج یک دور(1)- گره نساج دو دور(2))

6- گره شکافدار

گره شکافدار تشکیل شده است، ازدوگره نیم خفت، که یکی از آنها برعکس دیگری می‌باشد؛ به این صورت که به دور یک میله فلزی یا تیرچوبی یکبار سرطناب را گردانده، به طوری که یک گره نیم خفت تشکیل گردد.

سپس یکبار دیگر سرطناب را گردانده وازبین تیرچوبی وطناب خارج می نمائیم مانند (شکل  ) به جهت آنکه این گره درهنگام کشیدن سرنخورد وبازنشود، بوسیله سرطناب باقی مانده ، یک گره خفت بعنوان گره ضامن به نحوی زده می شود که خود طناب داخل گره خفت قرارگیرد. از وسط طناب هم می توان برای بستن گره شکافدار استفاده کرد. به شرط آنکه گره شکافدار وسط طناب را بتوان از سرتیرک وارد کرد. در گره شکافدار وسط طناب درابتدا بوسیله دست راست یک گره نیم خفت زده می شود، سپس با دست چپ هم یک گره نیم خفت در خلاف جهت نیم خفت اول زده می شود، بعد نیم خفت دست راست را بر روی نیم خفت دست چپ قرار داده ، تا بریکدیگر منطبق گردند. درمرحله آخر دونیم خفت منطبق شده را از سرتیرک وارد می کنیم . 

 (1) گره شکافدار بوسیله سرطناب

 (2) گره شکافداربوسیله وسط طناب

گره شکافدار را می توان برای بستن طناب با یک تیرک ، یا بستن طناب به وسایل آتش نشانی همچون تیر و ملزومات دیگر مورد استفاده قرار داد. درشکل دو نمونه از وسایل آتش نشانی که بطور عمود به طرف بالا کشیده شده اند را نشان داده شده است.

(1) روش بالاکشیدن یک تبر را نشان می دهد. درسرتبر یک گره شکافدار و بر روی دسته آن ، یک گره نیم خفت زده شده است.

(2) روش بالا کشیدن یک بند لوله با سرلوله را نشان می دهد، بر روی لوله یک گره شکافدار با حلقه  وبر روی سرلوله یک گره شکافدار وسط طناب زده شده است.

7- گره شکافدار با یک حلقه :

این گره همانند گره شکافدار می باشد با یک اختلاف جزئی ، ولی شروع وپایان آن یکسان می باشد. گره شکافدار با یک حلقه ( شکل زیر)، به این صورت زده می شود که بین دو نیم خفت (همانند گره شکافدار) یک حلقه بر روی خود طناب زده می شود .

مزیت این گره در این است که درجهتی که دو بار چرخیده است، اگرکشیده شود سر نمی خورد . در هنگام بستن این گره به سمتی که طناب کشیده می شود، باید توجه نمود، درشکل  فشار وارد برگره ازسمت چپ وراست نشان داده شده است .

دراین گره باید حلقه درسمتی باشد که می خواهیم طناب را بکشیم ، به این صورت که اگر طناب را ازسمت راست بخواهیم بکشیم، حلقه نیز باید درسمت راست باشد واگر طناب را ازسمت چپ بخواهیم بکشیم، حلقه نیز باید درسمت چپ باشد.

درشکل، استفاده از گره شکافدار با یک حلقه وگره شکافدار را جهت بالا کشیدن یک رشته لوله و سرلوله نشان داده شده است. گره شکافدار با یک حلقه باید به فاصله 3 الی 5/3 متر از سرلوله طوری زده شود که اگر تحت فشار آب قرار گرفت ، آب به سهولت از لوله جریان یابد ، سپس یک قوس به لوله داده ویک گره شکافدار به قسمت باریک سرلوله یا درقسمت اتصال کوبلینگ وسرلوله زده شود، وقتی که لوله به لبه دیوار رسید ،گره شکافدار وسط طناب ازسرلوله باز شده وطناب به هرچیز محکمی بسته می شود به طوری که گره شکافدار با یک حلقه حدود 6 الی 9 سانتیمتر از لبه دیوار پایین تر باشد. دراین وضعیت طناب وزن لوله ای را که تحت فشار آب می باشد ، تحمل می نماید .

گره شکافدار بایک حلقه- به سمت کشش طناب توجه نمایید.

8- گره یک حلقه ودو نیم خفت :

گره یک حلقه ودونیم خفت (شکل زیر) به این صورت زده می شود که درابتدا یک حلقه بر روی تیرک زده می شود ، سپس دوگره نیم خفت بوسیله سرطناب باقی مانده بر روی طناب زده می شود. ازاین گره برای بستن طناب به تیرک یا هرشیئی استوانه ای دیگری مورد استفاده قرار می گیرد.مزیت این گره چنان است که در صورتی که فشار بر آن وارد شود، جمع نمی شود وپس از آنکه فشار از روی آن خارج شد، به آسانی بازمی شود.

( گره یک حلقه ودو نیم خفت )

9-گره صیاد

گره صیاد را که شباهت زیادی با گره یک حلقه و دو نیم خفت دارد را می‌توان بجای آن بکار برد.این گره به این صورت است که در ابتدا یک حلقه بر روی تیرک زده می شود. سپس یک گره نیم خفت بوسیله سرطناب بر روی طناب زده می شود که از میان حلقه ایجاد شده بگذرد,بعد نیم خفت دیگری بعد ازنیم خفت اولی زده می شود. از این گره همانند گره یک حلقه ودونیم خفت برای بستن طناب به تیرک یا طناب دیگر استفاده می‌گردد. خدمه های قایقهای آتش نشانی برای بستن قایق خود به تیرکهای موجود در اسکله از این گره بیشتر استفاده می کنند.

گره صیاد

10-گره کنده کش

گره کنده کش که در شکل زیر نشان داده شده است, به این طریق انجام می شود, در ابتدا یک گره نیم خفت طوری زده می شود که کنده یا الوار در داخل آن قرار بگیرد, سپس سر طناب را دوبار به دور طناب می گردانیم تا گره کنده کش زده شود.

از این گره برای بالا کشیدن انواع مختلف الوار وهرچیزی نظیر آن استفاده می شود.هنگامی که بخواهیم یک تیرک یا شیئی دیگری را بالا بکشیم,بعد از گره کنده کش بفاصله 20 سانتیمتر یک گره نیم خفت زده می شود.با این روش تیرک یا الوار و یا کنده را می توان بصورت راست بالا کشید و مانع از آن شد که به موانع برخورد داشته باشد. اگر دو سر کنده دارای قطرهای مساوی نباشد,بهتر است که گره کنده کش را در قسمتی که قطر آن بیشتر است,بسته شود.

((1)گره کنده کش (2) روش بالا کشیدن یک الوار با گره کنده کش و نیم خفت )

11-گره قایقران

گره قایقران که در شکل زیر مشاهده می کنید به این طریق زده می شود که در ابتدا چندبار سرطناب را به دور تیرک مهار یا تیرک حفاظ کشی گردانده ,سپس بوسیله سر طناب  باقی مانده, یک قوس ایجاد کرده وآنرا از زیرطناب رد کرده، بعد تیرک را در داخل قوس قرارمی دهیم تا طناب شکل 8 لاتین گردد و در پایان سرطناب را کشیده تا گره جمع شود. آتش نشانان قایق حریق, معمولاً از گره قایقران برای بستن کرجی به قایق خود استفاده می کنند. از محاسن این گره این است که در صورتی که در جهت مخالف تحت کشش باشد,می توان این گره را بست و یا باز کرد.

 (1) مرحله اول گره قایقران (2)گره قایقران تکمیل شده است.

12-گره پنجه گربه ای

گره پنجه گربه ای که در شکل زیر نشان داده شده است به این طریق انجام می شود که در ابتدا یک قوس در هر نقطه دلخواه طناب زده می شود, سپس قوس را بر روی طناب برمی گردانیم,بطوری که دو حلقه حاصل گردد. هر یک ازحلقه های (a)و(b)را جداگانه دوبارتابانده و سپس دوحلقه (a)و(b)  را به هم منطبق کرده و شیئی مورد نظر را در داخل آن قرار می دهیم .از این گره برای وصل کردن طناب به قلاب استفاده می گردد.

(1) و(2) روش بستن گره پنجه گربه ای (3) طریقه اتصال طناب به قلاب بوسیله گره پنجه گربه‌ای

13-گره خرگوش

گره خرگوش را به چند طریق می توان انجام داد,ولی ساده ترین آن به روش زیر صورت می گیرد, در ابتدا سر طناب را با دست راست گرفته و با دست چپ یک نیم خفت به طناب می زنیم؛ سپس سرطناب را از داخل نیم خفت رد کرده و دور طناب گردانده,دوباره وارد نیم خفت می نمائیم,در پایان با دست چپ نیم خفت را گرفته و با دست راست سرطناب را می کشیم,تا گره جمع شود .

این گره در جای خود محکم می ماند و سر نمی خورد. از این گره برای پائین وبالا بردن اجسام استفاده می‌شود وهمچنین از این گره می توان برای بالا و پائین کشیدن انسان استفاده کرد به این طریق که با بستن یک گره خرگوش بر روی سینه شخص می توان او را بالا و پائین داد.

(روش گره زدن گره خرگوش)

14-گره کمند

گره کمند همان گره خرگوش می باشد با تغییرات جزئی، این گره به این صورت زده می شود که در ابتدا بوسیله سرطناب یک حلقه از زیر زده می شود، سپس سر طناب را بر گردانده و در نقطه c یک گره خرگوش می زنیم, به این طریق گره کمند زده می شود. این گره را میتوان به روش ساده تری انجام داد به این طریق که در ابتدا بوسیله سر طناب یک گره خرگوش زده می شود و سپس یکی از دستها را داخل قوس کرده ,طناب را گرفته و سپس دست را به همراه طناب از قوس گره خارج می کنیم.بطوری که یک قوس ایجاد گردد.

از این گره برای بستن طناب به تیر- الوار واشیا÷ نظیر آنها استفاده می شود ولی نباید از این گره برای بستن انسان و حیوان استفاده کرد.

( روش بستن گره کمند )

15-گره خرگوش به روی قوس

گره خرگوش بر روی قوس که در شکل زیر نشان داده شده است به این طریق انجام می شود که در سر طناب یا وسط طناب یک قوس زده می شود ؛ قوس ایجاد شده را مثل سرطناب در دست راست گرفته و با دست چپ همانند گره خرگوش یک نیم خفت زده می شود, سپس سر طناب را که این بار دولا می باشد از داخل نیم خفت رد کرده شکل زیر (2) وسپس آنرا باز کرده , تا گره نیم خفت را از داخل آن رد کنم ( شکل زیر (3) از این گره برای بالا و پایین کشیدن کسی که صدمه دیده است استفاده می شود؛ به همین منظور دو قوس (d) و (e) که در شکل زیر (3) نشان داده شده است را  از طریق شل کردن گره، یکی را کوچکترازدیگری می کنیم. قوس بزرگتر را در زیر زانو و قوس کوچکتر را در زیر بغل شخص قرار می دهیم.

( گره خرگوش به روی قوس)

16-گره صندلی

گره صندلی که درشکل زیر نشان داده شده است را می توان بجای گره خرگوش بر روی قوس بکار برد. این گره که با دو حلقه (a) (b) که در جهت مخالف هم هستند شروع می شود, سپس قسمت (c)قوس (a) را وارد قوس (b)کرده و قسمت (d)قوس (b)را وارد قوس(a)می کنیم .(به فلشها توجه فرمائید)در مرحله بعد دو قوس(a)و(b)را به اندازه دلخواه کشیده ,تا اندازه مورد نظر حاصل آید. سپس دو گره نیم خفت را به عنوان گره ضامن بر روی هر یک از قوسها زده می شود.

      (روش بستن  گره صندلی)

گره صندلی را برای نجات افراد استفاده می کنند ؛به همین منظور هر دو قوس  aو  bرا همانند گره خرگوش در قوس، باید یکی کوچکتر از دیگری باشد.

گره صندلی را زمانی بکار می بریم که طناب مخصوص نجات در دسترس نباشد و ضرورت داشته باشد که شخص مصدومی را فوراً به پائین انتقال دهیم. در چنین مواقعی حلقه بزرگتر گره صندلی را در زیر زانوی مصدوم و حلقه کوچکتر را در زیر بغل وی قرار می دهیم, البته این حلقه باید با جثه فرد مصدوم متناسب باشد؛این کار را باید قبل از آنکه گره نیم خفت به عنوان گره ضامن به هریک ازقوسها زده شود, انجام پذیرد. در صورتی که طول طناب کافی باشد, بهتر است گره خرگوش بر روی قوس و گره صندلی را در وسط طناب زده شود. یکی از طنابها را برای پایین دادن مصدوم استفاده می کنیم ودیگری را به پایین انداخته ,تا کسانی که در پایین هستند از آن به عنوان طناب مهار جهت ممانعت از برخورد شخص مصدوم با موانع موجود از آن استفاده نمایند.

( روش انتقال مصدوم به پایین )

17-گره ساقه گوسفندی

گره ساقه گوسفندی را به منظور کوتاه کردن موقتی طناب بدون بریدن آن مورد استفاده قرار گیرد.

روش گره زدن این گره مطابق شکل زیر به این صورت می باشد که ابتدا در هر نقطه طناب با مقدار اضافی طناب یک قوس می زنیم. سپس دو گره نیم خفت زده و دو سر هریک از این قوسها را در داخل آنها قرار می دهیم .

جهت جلوگیری از سرخوردن گره و زیاد شدن طول طناب بوسیله دو رشته نخ، هریک از قوسها را به طناب می بندیم یا مطابق شکل زیر (3) از یک تکه چوب یا میخ جهت جلوگیری از سرخوردن طناب استفاده می شود.

( روش بستن گره ساقه گوسفندی)

18-گره بشکه کش

گره بشکه کش که در شکل زیر مشاهده می شود به منظور بالا کشیدن وپائین دادن بشکه مورد استفاده قرار می گیرد. این گره از دو گره متفاوت که با فاصله زده می شود,صورت می گیرد. در ابتدا یک گره خفت به فاصله 2متری از سر طناب زده می شود,سپس طبق شکل زیر دو طرف گره خفت را در دو جهت مخالف کشیده (به فلشها توجه شود) تا گره خفت قدری باز شود که بتوان بشکه یا هرچیزی شبیه به آن را در داخل آن قرار دهیم.

( گره خفت به جهت فلشها توجه شود).

سپس سر طناب وطناب را به بالای بشکه آورده و یک گره مربع می زنیم تا بشکه مهار گردد. با این شیوه می توان بشکه را به بالا و پائین انتقال داد. در صورتی که طناب ما به قدر کافی ضخیم نباشد که بتوان بوسیله گره بشکه کش ,بشکه ای را به بالا و پائین انتقال دهیم.مطابق شکل  زیر (1) از گره صندلی استفاده می شود واین بار باید طناب ما بلندتر باشد که بتوانیم از هر دو سر طناب جهت انتقال بشکه استفاده کنیم.

 (1) انتقال بشکه با استفاده از گره صندلی

 (2) انتقال بشکه با استفاده از گره بشکه کش




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوالفضل اسدی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin